صعود به قله ۴۰۷۵ متری شیرکوه یزد
ابتدا معرفی شیرکوه
شیرکوه مجموعه کوههایی است واقع در استان یزد که مساحتی معادل سه هزار کیلومتر مربع را شامل میشود. این کوهها از جنوبغربی شهر یزد شروع و تا جنوبشرقی آن ادامه دارند. در مغرب یزد پهنای آن 10 کیلومتر و طول آن حدود 75 کیلومتر میباشد. این کوهستان که غالباً در زمستان از برف و یخ پوشیده است، آب بخش اعظمی از استان یزد را تامین میکند .گرچه از نظر تقسیم بندی، از شیرکوه به عنوان یکی از کوههای منفرد ایران یاد شده لیکن در حقیقت بخشی از رشتهکوه زاگرس است که دارای قلههای بلندی بوده و ارتفاع بلندترین نقطه آن از سطح دریا در حدود ۴۰۷۵ متر است. به نظر میرسد وجه تسمیه این کوه به دلیل شباهت آن به یک شیر خفته بر دستانش از فاصله دور باشد.
اسامی تعدادی از قلههای شیرکوه به شرح زیر است:
به نظر شما خطرناک نیست؟
مطالعات نشان میدهد حس خطرپذیری در سن 14 سالگی به بالاترین میزان خود میرسد و نوجوانان در این سن بیشتر دست به انجام کارهای خطرناک میزنند.
همچنین دانشمندان متوجه شدهاند نوجوانان بر خلاف کودکان میتوانند خوب و بد کارهای خود را سبک و سنگین کنند و با این حال باز هم معتقدند پذیرفتن خطر لذت بیشتری از رعایت اصول ایمنی دارد.
گزارش صعود به قله چهل تن بردسیر
ای کوه بلند قامتِ کشور من
دل زنده و سر سفید؛ چون مادر من
من می گذرم؛ تو جاودان خواهی بود
آید به سرت چه روز؛ بعد از سرمن
* * * * *
چند سالی است که تربیت بدنی بسیج سپاه ثارالله در تابستان برنامه صعود به قلل مرتفع استان را در دستور کار خود قرار داده و با دعوت از بسیجیان نواحی مقاومت شهرستانها این برنامه را اجرا مینماید. امسال هم طبق روال سنوات قبل این کار انجام گرفت و با دعوتی که به عمل آمد مقدمات صعود به قله چهل تن در شهرستان بردسیر را مهیا کردیم و در ساعت 2 عصر چهارشنبه مورخ 19/3/89 از محل ناحیه مقاومت بسیج شهرستان راور به همراه راننده و 10نفر از دوستان با یک دستگاه مینیبوس به سمت شهرستان بردسیر حرکت کردیم…
الفبای فارسی و لاتین زندگی
تا به حال به این موضوع فکر کردهاید که هر حرف از حروف الفبا
میتواند برای ما پیامی داشته باشد؟
این حروف میتوانند فارسی یا لاتین باشند.
خوبه که این حروف رو با هم مرور کنیم.
امید دارم که نوید بخش تغیراتی در زندگی شما باشد.
تصاویری از چند صخره زیبادر اطراف راور
و تو ای کوه بلند!
تو مرا دعوت کن.
خلوت ساده و بی رنگ خودت را این بار،
با دل غمزدهام قسمت کن.
حرفی از آن هزاران
زندگی قافیهی باران است
من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بیبرگ شدند
تو بهاری و به اندازهی باران خدا زیبایی
صعود گروهی از کوهنوردان راور به قله ۴۵۰۱ متری هزار
به نام خداوند خورشید و ماه
*****
آی، ای کــــوه بلند
ای سراپا همه پند
زتو این تجربه آموختهام
که نلرزد تنم از غرش ارابهی سنگین زمان
و هراسی ندهم راه به دل از طوفان
کاه بودن ننگ است
کــــــــــــوه می باید بود
*****
پس از ماهها برنامه ریزی و چشم انتظاری بالاخره روز موعود، پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 فرا رسید و همه سوار بر مینیبوس سفید رنگ آموزش و پرورش راور عازم شهر راین و سومین صعود به قله هزار شدیم.
نه اینطوری که نمیشه، بزارین از اول بگم!
از بهمن ماه سال قبل . . .
وای که چقدر خوش باور هستم!!!
گاهی اوقات لجم میگیرد که چرا این قدر خوش باور هستم و به همه کارها از زاویه خوشبینی نگاه میکنم. (شاید عیب از من نیست، دیگران خیلی بدبین هستند) اما وقتی واقعیات را کنار هم میگذارم میبینیم نه، دیگران بدبین نیستند بلکه واقعیات را بهتر و زودتر از من میبینند و درک میکنند.
این جریانی که میخواهم برایتان تعریف کنم به حدود 2ماه پیش، یعنی به قبل از عید مربوط است. آن پست (خط کشی، آسفالت، دستانداز و …) که حتما یادتان هست.(اتفاقا بازدید کننده زیادی هم داشت.) چند روز پس از آنکه آن پست را کار کرده بودم …
آرزومندم که…
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد.
خطای دید جالب و باور نکردنی
خدمت تمام دوستان سلام عرض میکنم. باید مرا ببخشید که مدت زمان تقریبا طولانی به دلیل وجود برخی مشکلات کوچک و بزرگ نتوانستم این صفحات را به روز رسانی کنم و در سال جدید این تازه ترین مطلبی هست که برای شما دوستان عزیز مینویسم.
برای شروع مجدد کار یک تصویر جالب از خطای دید انتخاب کردم که امیدوارم ببینید و لذت ببرید.



