<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>gharibane.ir</title>
	<atom:link href="http://gharibane.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://gharibane.ir</link>
	<description>سايتي در باره راور (نگيني در كوير)</description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Jan 2012 19:10:06 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>فراخوان داوطلبین اهدا خون در راور</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/11/06/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/11/06/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 18:31:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شهر من راور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2571</guid>
		<description><![CDATA[اهدای خون کم‌ترین تلاش برای احیای زندگی یک هم نوع و آسان‌ترین راه 
برای تامین سلامتی جسمانی انسانی نیازمند است. پس تو نیز آستین 
خود را بالا بزن و ترانه‌ی ایثار سر کن و خون زلالت  را به کالبد قد خمیده‌ای 
که تشنه‌ی محبت توست اهدا کن.
به سادگی مسافر می‌شوی. چند دیار دور یا نزدیک. ساکن خانه‌های گلی 
و سنگی. اینجا و آنجا. چه فرقی می‌کند برایت؟! فقط همین مهم است که 
حالا قطره‌ای از وجودت در شریان قلب دیگری جاری است. حالا عصاره‌ی 
وجودت، مهمان وجود کسانی شده که نمی‌شناسی‌شان؛ اما در وجودشان 
لانه کرده‌ای. 
برایت چه فرقی می‌کند که چه کسی میزبان قطره‌های خون تو باشد . . .
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">در راستای امر خدا پسندانه، بشر دوستانه‌ و داوطلبانه‌ی اهدا خون و با توجه به اینکه در شهر راور پایگاه ثابت انتقال خون وجود ندارد و تعدادی از عزیزان برای اهدای خون خود باید به کرمان مراجعه نمایند و این امر مشکلاتی را برای ایشان به همراه دارد. از طرفی  اکیپ سیار نیز در طول سال چندین مرتبه به طور نامنظم برای جمع‌آوری خون داوطلبان در راور حضور می‌یابند؛ بر آن شدیم تا با همکاری سازمان هلال احمر و مدیریت آموزش و پرورش شهرستان، جهت نظم بخشیدن و حضور بیشتر و منظم‌تر (حداقل هر ماه یک بار) این اکیپ در شهرمان کاری را شروع کنیم.</p>
<p dir="RTL">به همین دلیل فرمی تهیه شده و در سطح ادارات شهرستان توزیع گردیده تا داوطلبان ثبت نام نمایند.</p>
<p dir="RTL">از دوستان عزیز درخواست می‌شود در سایت‌ها و وبلاگ‌های خود به هر نحو که صلاح می‌دانند این امر را به اطلاع شهروندان بذسانند.</p>
<p dir="RTL">نسخه‌ای از فرم نیز در همین سایت قرار داده شده تا دوستان بتوانند در همین جا نیز ثبت نام نمایند و فرم را به یکی از روش‌های گفته شده یا هر جور که صلاح می‌دانند ارسال نمایند.</p>
<p dir="RTL">امید است همچون مراحل قبل، شاهد حضور پر شور شما عزیزان در روزهای حضور اکیپ سیار انتقال خون در راور باشیم.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ff0000;"><strong>ضرورت اهدای خون </strong></span><strong></strong></p>
<p dir="RTL">خون سالم، نجات دهنده زندگی است. طبق آمار، از هر سه نفر، یک نفر در طول زندگی به تزریق خون و فرآورده‌های آن نیاز پیدا می‌کند.</p>
<p dir="RTL">بارزترین مثال برای موقعیت‌هایی که در آن نیاز مبرم به خون پیدا می‌شود عبارتند از: زمان بروز حوادث و سوانح گوناگونی نظیر تصادفات رانندگی، سوختگی‌ها و اعمال جراحی. همچنین خانم‌های باردار در حین زایمان. نوزادان و به خصوص نوزادان نارسی که به زردی دچار می‌شوند، از جمله‌ی دیگر نیازمندان به خون می‌باشند. از طرفی بیماران سرطانی که تحت شیمی درمانی یا اشعه درمانی قرار دارند نیز، از مصرف کنندگان خون و فرآورده‌های آن هستند؛ و بسیاری دیگر از بیماران نیز ناگزیرند برای بهره‌مندی از یک زندگی نسبتاً طبیعی برای تمامی عمر به شکل منظم خون یا فرآورده‌های خونی دریافت نمایند، مانند بیماران تالاسمی و هموفیلی.</p>
<p dir="RTL">با وجود پیشرفت‌های چشم‌گیر در زمینه‌ی علم پزشکی هنوز هیچ گونه جایگزین مصنوعی برای خون ساخته نشده است و فقط خونی که توسط انسان‌های نیکوکار اهدا می‌شود، می‌تواند جان انسان‌های دیگر را از مرگ نجات بخشد. عدم وجود جایگزین مناسب برای خون، محدود بودن مدت زمان نگهداری خون و فرآورده های آن، همیشگی بودن نیاز به خون و فرآورده های آن سبب شده تا اهدای خون از اهمیت خاص و جایگاه ویژه‌ای برخوردار شود.</p>
<p dir="RTL">ممکن است در تعطیلات نوروز یا تعطیلات تابستان آن قدر مشغول برنامه‌ریزی برای اوقات فراغت خود و ترتیب دادن مسافرت‌ها و برنامه‌های تفریحی بشوید که در آن روزهای خاص از اهدای خون غافل بمانید، اما هیچ گاه نباید فراموش کرد که بیماری، سوانح و تصادفات هرگز تعطیل پذیر نیستند و مطمئن باشید که ما و دوستان شما در سازمان انتقال خون، در کنار بیماران نیازمند، در همه‌ی این روزها، بی صبرانه منتظر حضور شما خواهیم بود.</p>
<p dir="RTL"><span style="color: #ff0000;"><strong>مزایای اهدا خون</strong></span></p>
<p dir="RTL">- یکی از مهم‌ترین مزایای اهدای خون برای هر فرد، مطلع شدن از وضعیت جسمی خودش می‌باشد. چرا که سازمان انتقال خون، آزمایش‌های متعددی مثل: آزمایش HIV (ایدز)، هپاتیت B و C روی خون‌های اهدا شده انجام می‌دهد و اهدا کننده خود به خود یک چکاپ کامل از بیماری‌ها ی انتقالی از طریق خون انجام داده است.</p>
<p dir="RTL"> - دومین فایده‌ی آن به ویژه برای کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند و اختلالات ریوی و بیماری‌های مزمن تنفسی دارند و به تبع بیماریشان دچار افزایش غلظت خون و افزایش هموگلوبین خون می‌شوند، این است که چگونگی گردش خون در بدن تنظیم می‌شود و تنگی نفس و عوارض جانبی بیماری کاهش می‌یابد.</p>
<p dir="RTL">- هم‌چنین با اهدای خون، مغز استخوان وادار به ساخت گلبول‌های جدید خونی می‌شود و خون سازی مجدد به بهبود سلامت فرد کمک  شایانی می‌کند.</p>
<p dir="RTL">- رضایت قلبی ناشی از اهدای خون، برای فرد اهدا کننده نیز به وضوح قابل مشاهده است. زیرا خون سالم به افراد نیازمند داده می‌شود و گاه این خون حتی می‌تواند جان یک بیمار را از مرگ حتمی نجات دهد.</p>
<p dir="RTL">- بیماری‌هایی نظیر سیفلیس که زمانی در بسیاری از کشورها شایع بود از طریق آزمایشی تخصصی تشخیص داده می‌شود و مبتلایان بلافاصله به مراکز درمانی ارجاع داده می‌شوند. همین طور مبتلایان به بیماری هپاتیت B و C نیز طی فرایند اهدای خون شناسایی می‌شوند.</p>
<p dir="RTL"> دوست عزیز، همکار گرامی و هر آن کسی که این نوشته را می‌خوانی،  شما نیز در صورتی که شرایط لازم جهت اهداخون را دارا باشید، می‌توانید با اهدای یک واحد از خون خود، جان ۳ بیمار را از مرگ حتمی نجات دهید.</p>
<p dir="RTL">دنباله<a href="http://gharibane.ir/1390/11/06/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%88%D8%B7%D9%84%D8%A8%D9%8A%D9%86-%D8%A7%D9%87%D8%AF%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%88%D8%B1/2/"> در صفحه ۲</a></p>
<p dir="RTL">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/11/06/%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b7%d9%84%d8%a8%d9%8a%d9%86-%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>توصیه‌هایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/11/03/2564/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/11/03/2564/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 17:33:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[تاريخ اسلام]]></category>
		<category><![CDATA[غریبانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2564</guid>
		<description><![CDATA[شهادت حضرت رضا، امام رئوف، السلطان علی ابن موسی الرضا (علیه‌السلام)،  محضر فرزند بزرگوارشان ولی امر مسلمین، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و هم چنین بر تمامی محبین و شیعیان تسلیت باد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">۱- زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:</p>
<p dir="RTL">« اادخل یا حجة الله؟ ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»،</p>
<p dir="RTL">به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه السلام به شما اجازه داده است.</p>
<p dir="RTL">اذن دخول حضرت سیدالشهداء علیه السلام گریه است، اگر اشک آمد امام حسین علیه السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.</p>
<p dir="RTL">اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.</p>
<p dir="RTL">۲- زیارت امام رضا علیه السلام از زیارت امام حسین علیه السلام بالاتر است. چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه السلام می‌روند. ولی فقط شیعیان اثنی‌عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.</p>
<p dir="RTL">۳- بسیاری از حضرت رضا علیه السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند. در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس، -هم همین طور- کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.</p>
<p dir="RTL">ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله! به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا علیه السلام خواست او را شفا بدهد، شب حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود:</p>
<p dir="RTL">«غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته خواهر جوابش را داده است.</p>
<p dir="RTL">۴- همه‌ی زیارت نامه‌ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه‌ی کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه السلام بشمرید. حضرت علیه السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه السلام به کسی فرمودند: « از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»</p>
<p dir="RTL">۵- یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم. اولاً قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت.</p>
<p dir="RTL">ثانیاً در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.</p>
<p dir="RTL">۶- حضرت آیت الله العظمی بروجردی رحمة الله مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: « در روز عاشورا مقداری از گِل پیشانی عزاداری امام حسین علیه السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»</p>
<p dir="RTL">۷-  پس از حادثه‌ی بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه السلام، حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد: « در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم!»</p>
<p dir="RTL">این جمله دو معنی دارد:</p>
<p dir="RTL">معنی اول این که حضرت رضا علیه السلام آن روز به کربلا رفته بودند.</p>
<p dir="RTL">معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آن جا آتش روشن کردند!</p>
<p dir="RTL">۸- کسی وارد حرم حضرت رضا علیه السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارت نامه می‌باشد. نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین &#8211; سلام الله علیهم &#8211; را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان- سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء- می‌باشد.</p>
<p dir="RTL">۹- در همین حرم حضرت رضا علیه السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.</p>
<p dir="RTL">روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما السلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت نامه می‌خواندند. همین زیارت نامه‌ی معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید حال آیا حضرت رضا علیه السلام وفات کرده است؟</p>
<p dir="RTL">۱۰- حرف آخر این که: عمل کنیم به هر چه می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/11/03/2564/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رحلت پیامبر اکرم(ص) و امام مجتبی(ع) تسلیت</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/11/02/%d8%b1%d8%ad%d9%84%d8%aa-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%83%d8%b1%d9%85%d8%b5-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ac%d8%aa%d8%a8%d9%8a%d8%b9-%d8%aa%d8%b3%d9%84%d9%8a%d8%aa/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/11/02/%d8%b1%d8%ad%d9%84%d8%aa-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%83%d8%b1%d9%85%d8%b5-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ac%d8%aa%d8%a8%d9%8a%d8%b9-%d8%aa%d8%b3%d9%84%d9%8a%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 04:48:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2551</guid>
		<description><![CDATA[ایام رحلت پیامبر نور و مهربانی و 
شهادت سبط اکبرش امام حسن مجتبی(ع) 
بر عموم محبین اهل بیت ( علیهم السلام ) تسلیت باد
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">از سرا پای مدینه گِل غم می‌ریزد</p>
<p dir="RTL">اشک از دیده‌ی غم بار حرم می‌ریزد</p>
<p dir="RTL">از نگاه نگران، برق الم می‌ریزد</p>
<p dir="RTL">خوب پیداست که باران ستم می‌ریزد</p>
<p dir="RTL">آه! آرامش زهراست به هم می‌ریزد</p>
<p dir="RTL"><strong>سایه‌ی خنده از این گل‌کده کم کم برود</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>یا قرار است که پیغمبر اکرم برود ؟</strong></p>
<p dir="RTL"> نور از خنده‌ی لبهای ترش می‌بارید</p>
<p dir="RTL">از گرفتاری امت به جزا می‌ترسید</p>
<p dir="RTL">در به در، در پی ارشاد بشر می‌گردید</p>
<p dir="RTL">مثل او هیچ رسولی غم و اندوه ندید</p>
<p dir="RTL"><strong>در دلم شور عجیبی است نمی‌دانم چیست؟</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>در گلو بغض عجیبی است نمی‌دانم چیست</strong></p>
<p dir="RTL"> دخترت زار به سر می‌زند ای وای دلم</p>
<p dir="RTL">در دلم غصه شرر می‌زند ای وای دلم</p>
<p dir="RTL">پدرم حرف سپر می‌زند ای وای دلم</p>
<p dir="RTL">حرف از داغ پسر می‌زند ای وای دلم</p>
<p dir="RTL">یک نفر آمده در می‌زند ای وای دلم</p>
<p dir="RTL"><strong>دل بریدن ز تو بابا، به خدا آسان نیست</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>بعد تو واسطه‌ی وحی خدا با ما کیست؟</strong></p>
<p dir="RTL"> این جوان کیست که از دیدن رویش در دل</p>
<p dir="RTL">غصه داخل شده و خنده ز لب شد زائل</p>
<p dir="RTL">آه! یارب شده انگار صبوری مشکل</p>
<p dir="RTL">گفت با لحن غریبانه ولی چون سائل:</p>
<p dir="RTL">با اجازه بگذارید بیایم داخل</p>
<p dir="RTL"><strong>با ادب آمد و در پیش پدر زانو زد</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>پرده از صورت پوشیده‌ی خود یک سو زد</strong></p>
<p dir="RTL"> مژده ای رحمت رحمان که سحر نزدیک است</p>
<p dir="RTL">ای رسول مدنی، وقت سفر نزدیک است</p>
<p dir="RTL">شب بیچارگی نسل بشر نزدیک است</p>
<p dir="RTL">به علی هم برسان روز خطر نزدیک است</p>
<p dir="RTL">وقت آتش زدن یاس و تبر نزدیک است</p>
<p dir="RTL"><strong>پدر آماده‌ی رفتن به سماوات ولی</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>نگران است برای غم فردای علی</strong></p>
<p dir="RTL"> تکیه بر دست علی زد گل باغ ایجاد</p>
<p dir="RTL">نظری کرد به زهرا و دوباره افتاد</p>
<p dir="RTL">آه از سینه‌ی افلاک برآمد هیهات!</p>
<p dir="RTL">به علی، فاطمه را باز امانت می‌داد</p>
<p dir="RTL">داشت اما خبر از غصه‌ی زهرا ای داد</p>
<p dir="RTL"><strong>این همه بی کسی ای وای سرم درد گرفت</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>دل سرشار غم شعله ورم درد گرفت</strong></p>
<p dir="RTL"> او ز فردای حسین و حسنش داشت خبر</p>
<p dir="RTL">از خزان گشتن باغ و چمنش داشت خبر</p>
<p dir="RTL">از به آتش زدن یاسمنش داشت خبر</p>
<p dir="RTL">از غم حیدر خیبر شکنش داشت خبر</p>
<p dir="RTL">از حسین و بدن بی کفنش داشت خبر</p>
<p dir="RTL"><strong>اشک از دیده فرو ریخت و روحش پر زد</strong></p>
<p dir="RTL"><strong>پر زد و دختر مظلومه‌ی او بر سر زد </strong></p>
<p dir="RTL"> ********************</p>
<p dir="RTL">باید مرا گلیم مسیر نگار کرد<br />
زیر قدوم فاطمی‌ات خاکسار کرد<br />
مهر تو را بهشت بخواهد، نمی‌دهم<br />
در ماجرای عشق، نباید قمار کرد<br />
فخر علی و فاطمه بر تو عجیب نیست<br />
وقتی خدا به داشتنت، افتخار کرد<br />
من که به دست هیچ‌کسی رو نمی‌زنم<br />
نانت مرا به شغل گدایی دچار کرد<br />
هر چند آفریده خدا چارده کریم<br />
اما یکی از آن همه را سفره‌دار کرد<br />
ما را پیاده کرد سر سفره‌ی شما<br />
این کشتی حسین که ما را سوار کرد<br />
باید به بازوی حسنی‌ات دخیل بست<br />
ور نه نمی‌شود، که جمل را مهار کرد<br />
خشمت نیاز نیست در آنجا که می‌شود<br />
با قاسم تو غائله را تار و مار کرد<br />
ارزان تو را فروخت به حرف معاویه<br />
زهری به کام تشنه‌ی تو روزه‌دار کرد<br />
زهری که می‌شکافت دل سنگ خاره را<br />
در حیرتم که با جگر تو، چه کار کرد<br />
زهرا شنیده بود تنت تیر می‌خورد<br />
تابوت را برای همین با جدار کرد</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/11/02/%d8%b1%d8%ad%d9%84%d8%aa-%d9%be%d9%8a%d8%a7%d9%85%d8%a8%d8%b1-%d8%a7%d9%83%d8%b1%d9%85%d8%b5-%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%ac%d8%aa%d8%a8%d9%8a%d8%b9-%d8%aa%d8%b3%d9%84%d9%8a%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>علاج واقعه قبل از وقوع</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/30/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%ac-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%82%d9%88%d8%b9/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/30/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%ac-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%82%d9%88%d8%b9/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Jan 2012 19:19:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شهر من راور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2548</guid>
		<description><![CDATA[ساعت هفت صبح با لبی خندان در رو باز می‌کنی که بری سر کار یهو می‌بینی ماشینت تو کوچه نیس. اول زانوهات شل می‌شه بعد چشمات تار می‌شه بعدشم که دوست نداری سکته بزنی که ماشینت رو آقا دزده برده باشه، الکی تا سر کوچه می‌ری که مطمئن بشی اشتباهی سر کوچه پارک نکرده باشی. نخیر خودتو گول نزن. 
سریعا به نیروی انتظامی خبر بده که بدبخت شدی. ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">داشتیم وبگردی می‌کردیم چشممون خورد به این مطلب:</p>
<p dir="RTL">ساعت هفت صبح با لبی خندان در رو باز می‌کنی که بری سر کار یهو می‌بینی ماشینت تو کوچه نیس. اول زانوهات شل می‌شه بعد چشمات تار می‌شه بعدشم که دوست نداری سکته بزنی که ماشینت رو آقا دزده برده باشه، الکی تا سر کوچه می‌ری که مطمئن بشی اشتباهی سر کوچه پارک نکرده باشی. نخیر خودتو گول نزن.</p>
<p dir="RTL">سریعا به نیروی انتظامی خبر بده که بدبخت شدی. خداییش مامور زود اومد و بعد از اینکه مطمئن شد خودش بدبختت کرده سرش رو بالا می‌گیره و می‌گه: آقا ما دیشب دیدیم در ماشینتون رو باز گذاشته بودین و برای جلوگیری از سرقت، ماشینتون رو انتقال دادیم پارکینگ کیلومتر ۱۷ کرج. شما می‌تونین با در دست داشتن مدارک ، عدم خلافی ، ۱۵۰ هزا تومان پول جرثقیل و پارکینگ بعد از اینکه نصف روزتون رو در ترخیص خودرو خیابان زنجان گذروندین ماشینتون رو تحویل بگیرین.</p>
<p dir="RTL">آخه یکی نیس بگه آدم حسابی اگه راست می‌گی و در ماشین باز بوده، یه زنگ می‌زدی به همین خونه که اون بی صاحاب جلوش پارک بوده می‌گفتی بیا درش رو قفل کن ، بعدم این همه پارکینگ تو این تهرانه ، حالا چرا کیلومتر ۱۷ کرج؟ همین کارا رو می‌کنین که . . .</p>
<p dir="RTL">دروغ چرا، با اختیارات خودمون تو متن اصلی یه مقداری تعدیل و تلخیص و تغییر دادیم.</p>
<p dir="RTL">بعد نشستیم یه کم با خودمون کلنجار رفتیم و دیدیم تو راور ما هم با همه‌ی کوچکیش از این اتفاقات افتاده، می‌افتد و خواهد افتاد. البته نشنیدیم و ندیدیم ماشین کسی را به تفصیلی که در بالا رفت به پارکینگ منتقل کرده باشند. اما زیاد دیده و شنیده شده که موتورسیکلتی از مقابل درب منزل یا مغازه‌ به بهانه‌ی اینکه قفل نیوده و احتمال می‌رفته سرقت شود و برای مقابله با سارقین به پارکینگ انتقال داده شده و صاحب بیچاره‌اش برای ترخیص موتور سیکلتی که کل اجمعین صد هزار تومان بیشتر ارزش ندارد ولی برای صاحبش ارزش یک زانتیای چند ده میلیونی را دارد، مجبور شده کلی پول بابت بیمه و صدور عدم خلافی  و . . .  بپردازد.</p>
<p dir="RTL">به این میگن علاج واقعه قبل از وقوع.</p>
<p dir="RTL">شیخ سعدی علیه‌الرحمه ، شاعر پر آوازه‌ی ایرانی ، سال‌ها قبل پیش بینی چنین مواردی را می‌کرده که در گلستان خود چنین فرموده:</p>
<p dir="RTL">سر چشمه شاید که بستن به بیل</p>
<p dir="RTL">
چوپر شد نشاید که بستن به پیل</p>
<p dir="RTL">هم‌چنین در توجیه این کار از دوستان عزیز می خواهم کتاب &#8220;وظیفه‌ی ملی&#8221; اثر نویسنده‌ی ترک، &#8220;عزیز نسین&#8221; را مطالعه کنند تا به دلیل این کار ماموران زحمت‌کشی که در راستای حفظ امنیت شهروندان تلاش می‌کنند، پی ببرند.</p>
<p dir="RTL">اما از حق نگذریم پرسنل زحمت کش نیروی انتظامی برای امنیت شهروندان تلاش فراوانی می‌کنند و جا دارد همین جا از تمامی آنها تشکر شود و خوب است این نکات ریز را نیز مورد توجه قرار دهند.</p>
<p dir="RTL">به قول معروف: گره کز دست گردد باز، لازم نیست دندانش.</p>
<p dir="RTL">یا گویش راوری این ضرب‌المثل: گرندی که خود دس وا میشه چر خود دندون واش کنیم؟</p>
<p dir="RTL">(Gerendi ke khod-e das va mishe cher-e khod-e dendun vash konim)</p>
<p dir="RTL">با آروزی توفیق برای تمامی دوستان</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/30/%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%ac-%d9%88%d8%a7%d9%82%d8%b9%d9%87-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%82%d9%88%d8%b9/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ماجرای کاریابی تخم‌مرغی!!!</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/29/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%a8%d9%8a-%d8%aa%d8%ae%d9%85%e2%80%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba%d9%8a/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/29/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%a8%d9%8a-%d8%aa%d8%ae%d9%85%e2%80%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 19 Jan 2012 07:59:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شعر]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2539</guid>
		<description><![CDATA[- بهر هرکس در جهان قدقد قدا
- هست یک جا و مکان قدقد قدا
- نیست بی مصرف کسی قدقد قدا
- هست امکان‌ها بسی قدقد قدا
- هرکسی باید بیابد جای خود
- تا نهد جای مناسب پای خود
- پس تو هم توی مدار خویش باش
فارغ از مأیوسی و تشویش باش
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">تخم‌مرغی رفته بود اینتر ویو</p>
<p><a href="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/ege.jpg" rel="lightbox[2539]" title="ege"><img class="alignleft" title="ege" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/ege-150x150.jpg" alt="کاریابی تخم‌مرغ" width="150" height="150" /></a></p>
<p dir="RTL">تا مگر کوکو شود یا نیمرو<br />
تخم‌مرغی بود با شور و امید</p>
<p dir="RTL">خواست تا مرغانه‌ای باشد مفید<br />
فرم استخدام را پر کرده بود</p>
<p dir="RTL">عکس هم همراه خود آورده بود<br />
توی مطبخ از برای شرح حال</p>
<p dir="RTL">پشت هم کردند هی از او سوال:<br />
- کیستی تو، از کدامین لانه‌ای؟</p>
<p dir="RTL">- بوده‌ای قبلاً در آشپزخانه‌ای؟<br />
- کی ز پشت مرغ افتادی برون؟</p>
<p dir="RTL">- توی ماهی‌تابه بودی تاکنون؟<br />
- تجربه داری و فرزی در عمل؟</p>
<p dir="RTL">- جای دیگر کار کردی فی‌المثل؟<br />
- داغ گشتی توی روغن یا کره؟</p>
<p dir="RTL">- حل شدی در شنبلیله یا تره؟<br />
- با نمک فلفل بهم خوردی دقیق؟</p>
<p dir="RTL">- خوب کف کردی شدی کلاً رقیق؟<br />
- پشت و رویت سرخ شد روی اجاق؟</p>
<p dir="RTL">- باد کردی از فشار احتراق؟<br />
تخم مرغ این حرف‌ها را که شنید</p>
<p dir="RTL">روی وحشت، زرده‌اش هم شد سفید!<br />
ژوری اینتر ویو هم بی مجال</p>
<p dir="RTL">لحظه‌ای غافل نمی‌شد از سوال:<br />
- گر &#8220;رزومه&#8221; داری و &#8220;سی.وی&#8221; بیار</p>
<p dir="RTL">- ور نه بی‌خود آمدی دنبال کار<br />
- گر نداری توی کارت سابقه</p>
<p dir="RTL">- ردّ ردّی گرچه باشی نابغه<br />
گفت لرزان تخم مرغ بینوا</p>
<p dir="RTL">نیست قانون شما بر من روا<br />
خب، من تازه ز مرغ افتاده‌ام</p>
<p dir="RTL">صفر کیلومترم و آماده‌ام<br />
هر کسی کرده ز یک جایی شروع</p>
<p dir="RTL">می‌کند خورشیدش از یک جا طلوع<br />
گر نه در جایی خودم را جا کنم</p>
<p dir="RTL">تجربه پس از کجا پیدا کنم؟<br />
گر که مرواری نباشد در صدف</p>
<p dir="RTL">پس چگونه تجربه آرد به کف؟<br />
گر که در میدان نرفته کره اسب</p>
<p dir="RTL">تجربه را پس چه جوری کرده کسب؟<br />
گفت &#8220;شف&#8221; با او که: &#8211; زر زر کافیه!</p>
<p dir="RTL">- بیش از این هم ماندنت علافیه<br />
ـ تخم‌مرغ هم این قدر پر مدعا؟</p>
<p dir="RTL">- دست به نطقش را ببین بهر خدا!<br />
- تجربه اول برو پیدا بکن</p>
<p dir="RTL">- بعد فکر پخت و پز با ما بکن<br />
تخم‌مرغ بینوا با قلب خون</p>
<p dir="RTL">آمد از آن آشپزخانه برون<br />
رفت غمگین، صاف پیش مادرش</p>
<p dir="RTL">تا که گرما گیرد از بال و پرش<br />
گفت: مادرجان مرا هم جوجه کن</p>
<p dir="RTL">جزو باند جوجه‌های کوچه کن<br />
مرغ مادر گفت که: &#8211; دیر آمدی</p>
<p dir="RTL">- پس چرا طفلم به تأخیر آمدی؟<br />
- من به تو گفتم بگیر اینجا قرار</p>
<p dir="RTL">- تو خودت عازم شدی دنبال کار<br />
- مهلت جوجه شدن شد منقضی</p>
<p dir="RTL">- پس چه شد کوکو پزی، نیمرو پزی؟<br />
تخم‌مرغ اشکش درآمد پیش مام</p>
<p dir="RTL">ماجرا را گفت از بهرش تمام<br />
گفت: در نیمرو پزی گشتم کنف</p>
<p dir="RTL">چون که از من تجربه می‌خواست شف<br />
سابقه یا تجربه با من نبود</p>
<p dir="RTL">آشپزخانه مرا ریجکت نمود<br />
موعد جوجه شدن هم که گذشت</p>
<p dir="RTL">آه مادر! بچه‌ات بیچاره گشت!<br />
من از آنجا مانده، ز اینجا رانده‌ام</p>
<p dir="RTL">فاتحه بر هستی خود خوانده‌ام<br />
رفت فرصت‌های عالی از کفم</p>
<p dir="RTL">حال دیگر کاملاً بی مصرفم<br />
پس در این دنیا به چه چیزی خوشم؟</p>
<p dir="RTL">می‌روم الان خودم را می‌کشم!<br />
گفت مادر: &#8211; طفلکم  قدقد قدا</p>
<p dir="RTL">- چند مدت صبر کن بهر خدا<br />
- صبر کن طفلم، بیاید نوبهار</p>
<p dir="RTL">- باز پیدا می‌شود بهر تو کار<br />
- گر چه اکنون فرصتت سر آمده</p>
<p dir="RTL">- تو نگو دنیا به آخر آمده<br />
تخم‌مرغ آنجا به حال انتظار</p>
<p dir="RTL">ماند تا از ره بیاید نو بهار<br />
عید نوروز، عید پاک آمد ز راه</p>
<p dir="RTL">روی هر میزی بساطی دل به خواه<br />
شربت و شیرینی و قند و نبات</p>
<p dir="RTL">تخم‌مرغ رنگ کرده در بساط<br />
روی میز خانه‌ی با نو بهار</p>
<p dir="RTL">یک سبد مرغانه خوش نقش و نگار<br />
تخم‌مرغ ما نشسته آن میان</p>
<div id="attachment_2542" class="wp-caption alignleft" style="width: 160px"><a href="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/ege2.jpg" rel="lightbox[2539]" title="ege2"><img class="size-thumbnail wp-image-2542" title="ege2" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/ege2-150x150.jpg" alt="کاریابی تخم‌مرغ" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">کاریابی تخم‌مرغ</p></div>
<p dir="RTL">می‌فروشد فخر بر اطرافیان<br />
از همه خوش رنگ‌تر، خندان و شاد</p>
<p dir="RTL">حرف‌های مادرش آمد به یاد:<br />
- بهر هرکس در جهان قدقد قدا</p>
<p dir="RTL">- هست یک جا و مکان قدقد قدا<br />
- نیست بی مصرف کسی قدقد قدا</p>
<p dir="RTL">- هست امکان‌ها بسی قدقد قدا<br />
- هرکسی باید بیابد جای خود</p>
<p dir="RTL">- تا نهد جای مناسب پای خود<br />
- پس تو هم توی مدار خویش باش</p>
<p dir="RTL">فارغ از مأیوسی و تشویش باش<br />
- چون شبیه تخم‌مرغ است این کره</p>
<p dir="RTL">- روز و شب گردش کند بی دلهره<br />
- خود تو هم هستی عزیزم بیضوی</p>
<p dir="RTL">- در مدار خویش گردش کن قوی<br />
- زندگی زیباست، زیبایش ببین</p>
<p dir="RTL">- هم ز پایین، هم ز بالایش ببین<br />
تخم‌مرغ ما ز پند مادری</p>
<p dir="RTL">شادمان لم داد آنجا یک‌وری<br />
گفت: گر مطبخ به من می‌داد کار</p>
<p dir="RTL">در کجا بودم کنون ای روزگار؟<br />
گشته بودم جوجه، گر روی حساب</p>
<p dir="RTL">ای بسا که می‌شدم جوجه کباب<br />
پس چه بهتر که بد آوردم زیاد</p>
<p dir="RTL">حال راضی هستم و ممنون و شاد</p>
<p>منبع اینترنت</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/29/%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%a8%d9%8a-%d8%aa%d8%ae%d9%85%e2%80%8c%d9%85%d8%b1%d8%ba%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یادواره سردار شهید محمد اکبری</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 10 Jan 2012 02:48:41 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شهر من راور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2526</guid>
		<description><![CDATA[کجایید ای شهیدان خدایی 
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق 
پرنده‌تر ز مرغان هوایی 
کجایید ای شهان آسمانی 
بدانسته فلک را درگشایی 
کجایید ای ز جان و جا رهیده 
کسی مر عقل را گوید کجایی؟ 
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>به نام خدا</p>
<p>شهید نظر می‌کند به وجه الله (امام خمینی «ره»)</p>
<p>گمان نکنید شهدا رفتند و ما ماندیم، بلکه ما رفته‌ایم و شهدا مانده‌اند.</p>
<p>شهدا چه سبکبال به سوی حق شتافتند و ما که از قافله‌ی آفتاب جا مانده‌ایم، از شعله‌های یادشان شمعی می‌افروزیم و در دست می‌گیریم تا روشنایی راهمان باشد به سوی رستگاری.</p>
<p>چرا که فراموشی نام و یاد شهیدان سقوط در دره‌های شوم گمراهی است.</p>
<p>به پاس بزرگداشت مقام والای شهید و شهادت، <span style="color: #ff0000;"><strong>یادواره سردار شهید محمد اکبری</strong></span> از ساعت ۸ صبح چهارشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۲۱ در آموزشگاه شهید اکبری واقع در انتهای خیابان قدس بعد از پل زیرگذر برگزار می‌شود.</p>
<p>با تشکر از مدیریت و معاونت پرورشی آموزشگاه و سایر کسانی که در برگزاری این یادواره تلاش و کوشش کردند تا یاد شهید را زنده نگه داشته و بر ادامه‌ی راهش تاکید کنند.</p>

<a href='http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/shahid-akbari-2/' title='shahid akbari (2)'><img width="150" height="150" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/shahid-akbari-2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="سردار شهيد محمد اكبري" title="shahid akbari (2)" /></a>
<a href='http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/shahid-akbari-3/' title='shahid akbari (3)'><img width="150" height="150" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/shahid-akbari-3-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="سردار شهيد محمد اكبري" title="shahid akbari (3)" /></a>
<a href='http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/shahid-akbari-4/' title='shahid akbari (4)'><img width="150" height="150" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/shahid-akbari-4-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="سردار شهيد محمد اكبري" title="shahid akbari (4)" /></a>
<a href='http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/shahid-akbari1/' title='shahid akbari(1)'><img width="150" height="150" src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2012/01/shahid-akbari1-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="سردار شهيد محمد اكبري" title="shahid akbari(1)" /></a>

]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/20/%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d9%87%d9%8a%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d8%a7%d9%83%d8%a8%d8%b1%d9%8a/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>این کار ها زرنگی نیست، بی فرهنگی است</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/18/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%b2%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/18/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%b2%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 08 Jan 2012 02:58:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2522</guid>
		<description><![CDATA[معنای واژه‌های "زرنگی" و "آدم زرنگ" می‌تواند از تعابیر مختلفی برخوردار باشد. گاهی اوقات "زرنگی" به ذکاوت و استعداد در انجام موفقیت آمیز کارها اطلاق می‌شود و گاهی نیز به توانایی‌های ذهنی و جسمی. اما متاسفانه در اندیشه‌ی برخی از مردم به اشتباه این دو واژه به معنای زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، رعایت نکردن قانون و نادیده گرفتن آداب اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. در ادامه به برخی اعمال که تعدادی افراد از آن تعبیر به "زرنگی" می‌کنند اشاره می‌کنیم:]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="RTL">معنای واژه‌های &#8220;زرنگی&#8221; و &#8220;آدم زرنگ&#8221; می‌تواند از تعابیر مختلفی برخوردار باشد. گاهی اوقات &#8220;زرنگی&#8221; به ذکاوت و استعداد در انجام موفقیت آمیز کارها اطلاق می‌شود و گاهی نیز به توانایی‌های ذهنی و جسمی. اما متاسفانه در اندیشه‌ی برخی از مردم به اشتباه این دو واژه به معنای زیر پا گذاشتن حقوق دیگران، رعایت نکردن قانون و نادیده گرفتن آداب اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. در ادامه به برخی اعمال که تعدادی افراد از آن تعبیر به &#8220;زرنگی&#8221; می‌کنند اشاره می‌کنیم:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
<strong>۱</strong><strong> </strong><strong>-</strong><strong>عبور از چراغ قرمز</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">رانندگانی که با دیدن چراغ زرد به جای کم کردن سرعت خود، پایشان را روی پدال گاز فشار می‌دهند تا گرفتار چراغ قرمز نشوند، به این دلیل که چند ثانیه‌ای جلو بیفتند، تصور می‌کنند با عملی هوشمندانه اقدام به &#8220;زرنگی&#8221; می‌کنند که بر خلاف تصور، این کار سبب افزایش احتمال تصادفات در معابر و تقاطع خیابان‌ها می‌گردد و در با این عمل ریسک صدمات جانی و مالی را افزایش می‌دهند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
<strong>۲</strong><strong>-</strong><strong> عبور از لاین مخالف</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ترافیک شهر طاقت فرسا و خسته کننده است ولی این دلیل نمی‌شود در خیابانی دو طرفه زمانی که پشت انبوهی از اتومبیل‌ها گیر افتاده‌ایم و لاین مخالف خلوت است، از خط ممتد تجاوز کرده و با سرعت زیاد در لاین مربوط به مسیر مقابل از کنار بقیه عبور کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
<strong>۳- اشتباه در پس گرفتن باقی پول</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">حتماً زیاد برخورد کرده‌اید زمانی که اقدام به خرید کالایی می‌کنید، فروشنده به دلیل تراکم کاری در برگرداندن باقی پول شما اشتباه کرده و مبلغ بیشتری را باز می‌گرداند. شما نیز متوجه می‌شوید. آیا اشتباه فروشنده را به او یادآوری می‌نمایید و وجه اضافه را به وی بر می‌گردانید؟ گاهی در بانک‌ها نیز از این قبیل اشتباهات رخ می‌دهد و باید وجه دریافتی اضافه را برگرداند. مطمئناً مایل نیستید پول نا سالمی در زندگی شما وارد شود!</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۴- پس ندادن باقی پول</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">بسیار اتفاق افتاده است که فروشنده باقی مانده‌ی پول شما را به بهانه‌های مختلف از قبیل نداشتن پول خرد و امثال آن پس نمی‌دهد و یا به این بهانه به شما آدامس و چسب زخم قالب می‌کند. این نیز نمونه‌ای از زرنگی نیست بلکه نوعی بی فرهنگی و آوردن مال ناسالم در زندگی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;"><strong>.</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۵</strong><strong> </strong><strong>-</strong><strong>خیانت در روابط</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">خیانت‌های جنسی و احساسی، برقراری رابطه‌ی هم زمان با چند نفر و عدم صداقت به هیچ عنوان &#8220;زرنگی&#8221; محسوب نشده و مصداق بارز بی شخصیتی و بی بند و باری محسوب می‌گردد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۶</strong><strong> </strong><strong>-</strong><strong>کم کاری در محل کار</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">برخی کارمندان کم کاری و انجام ندادن مسئولیت‌هایشان به طور کامل و در وقت مقرر را نوعی &#8220;زرنگی&#8221; می‌پندارند و سعی می‌کنند تا حد امکان از بار وظایفشان کم کنند. زمان غیر معقولی را به انجام کارهای شخصی، غیبت، و بیکاری می‌پردازند و در انتها احساس می‌کنند سر شرکت و مدیران خود کلاه گذاشته‌اند. معمولاً این گونه افراد همیشه در همان رده‌ی شغلی خود باقی می‌مانند و هیچ گونه پیشرفت در مقام و درآمدشان حاصل نمی‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۷</strong><strong>- زیر آب زنی در محل کار</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">عمل زشت و ناپسند دیگری که ممکن است به &#8220;زرنگی&#8221; تعبیر شود، توطئه چینی علیه دیگر کارمندان و همکاران است که گاهی باعث اخراج از کار و زمانی موجب تخریب وجهه‌ی آنها می‌گردد. ممکن است حسادت و انگیزه‌های مادی باعث شود فردی با القای مسائل نادرست در ذهن مدیر شرکت باعث بیکار شدن همکارش شود و بعد از آن احساس &#8220;زرنگی&#8221; کند در صورتی که این عمل بسیار زشت و بر خلاف همه‌ی موازین اخلاقی و اجتماعی است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۸- استفاده‌ی غیر مجاز از خدمات بیمه‌ای دیگران</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گران بودن هزینه‌های درمانی و مخارج بیمارستان‌ها دلیل بر این نیست که فردی برای دریافت خدمات درمانی از دفترچه‌ی فرد دیگری استفاده کرده و آن را &#8220;زرنگی&#8221; تصور کند. چرا که این اقدام وی تاثیرات مخرب بسیاری در سازمان‌های مربوطه بر جای می‌گذارد و موجب بی‌اعتمادی دیگران نیز می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۹- هجوم برای دریافت نذورات</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ایامی که به مناسبت‌های مذهبی نذورات و غذاهای نذری به عموم داده می‌شود، متاسفانه برخی افراد که گاهی وضعیت مالی بسیار خوبی نیز دارند با اتومبیل‌های خود در خیابان‌ها به دنبال مراکز نذری هجوم آورده و تا حد امکان اقدام به دریافت و پر کردن اتومبیل خود از انواع غذاها می‌کنند و اجازه نمی‌دهند خانواده‌های نیازمندتر سهم بیشتری ببرند. در انتها هر کس بیشتر نذورات جمع کرده باشد در تصور خود &#8220;زرنگ‌تر&#8221; محسوب می‌شود.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۱۰- تعویض البسه پس از استفاده</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">موضوع دیگری که گاهی مشاهده می‌شود این است که فردی پس از خرید لباس، از آن در مراسمی استفاده کرده و روز بعد به بهانه‌های مختلف اقدام به پس دادن جنس به فروشنده می‌نماید و در ذهن خود به خاطر این &#8220;زرنگی&#8221; احساس غرور و رضایت می‌کند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span><br />
<strong>۱۱- پرخوری در میهمانی‌ها</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شاید با اشخاصی برخورد کرده باشید که در میهمانی‌ها همانند میدان جنگ به فکر جمع‌آوری غنائم و استفاده‌ی هر چه بیشتر و بهینه‌تر از مواد غذایی و امکانات میزبان می‌باشند و به هنگام صرف غذا حداکثر تلاش خود را برای انباشتن انواع غذاها در شکم خود می‌نمایند. این گونه افراد، نوعی حس &#8220;زرنگ&#8221; بودن در درونشان موج می‌زند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><span style="color: #ffffff;">.</span></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>۱۲- تقلب در امتحانات</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">افرادی که در امتحانات مختلف از انواع و اقسام روش‌های کلاسیک و نوین تقلب بهره می‌برند و به این ترتیب از پس سوالات دشوار بر می‌آیند، باید بدانند که تقلب در حقیقت نوعی کلاه گذاشتن بر سر خودشان است و نه &#8220;زرنگی&#8221;. دانشجویی که از طریق تقلب به مدرک دست یابد مطمئناً نخواهد توانست در بازار کار موفق شود. کارمندی که با تقلب در آزمون‌های مختلف کسب نمره می‌کند مطمئنا تاثیرات منفی آن در زندگی آینده‌ی خود را خواهد دید.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به احتمال زیاد شما نیز با موارد بسیاری از &#8220;زرنگی‌های کاذب&#8221; برخورد کرده‌اید، لطفاً در قسمت نظرات مطرح نمایید<strong>.</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/18/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d8%a7-%d8%b2%d8%b1%d9%86%da%af%d9%8a-%d9%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d8%a8%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>وقایع اتفاقیه</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/14/2514/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/14/2514/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 04 Jan 2012 12:31:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شهر من راور]]></category>
		<category><![CDATA[غریبانه]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2514</guid>
		<description><![CDATA[گاهی اوقات بعضی چیزا رو آدم می‌بینه و رد میشه و به اون توجه نمی‌کنه.
یه موقع‌هایی هم میشه که بیشتر دقت می‌کنه و به نظرش میاد که بعضی کارها رو یه جور دیگه هم میشه انجام داد.
همیشه هم این توقع نیس که همه‌ی مردم از زاویه‌ی دید ما به مسائل نگاه کنن. هر کسی برای خودش صاحب فکر و اندیشه و البته صاحب ابتکار و خلاقیت است.
اما آنچه باعث شد در پست امروز به مطالبی که در ادامه می‌آید بپردازم این بود که . . .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">گاهی اوقات بعضی چیزا رو آدم می‌بینه و رد میشه و به اون توجه نمی‌کنه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">یه موقع‌هایی هم میشه که بیشتر دقت می‌کنه و به نظرش میاد که بعضی کارها رو یه جور دیگه هم میشه انجام داد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">همیشه هم این توقع نیس که همه‌ی مردم از زاویه‌ی دید ما به مسائل نگاه کنن. هر کسی برای خودش صاحب فکر و اندیشه و البته صاحب ابتکار و خلاقیت است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اما آنچه باعث شد در پست امروز به مطالبی که در ادامه می‌آید بپردازم این بود که گاهی ما از کسی دعوت به عمل می‌آوریم و خبری را در ارتباط با این دعوت روانه‌ی اینترنت یا رسانه یا هر جای دیگر می‌کنیم اما هیچ تصویری از مدعوین وجود ندارد و انگار که اصلا آنها دیده نشده‌اند و فقط هدف از برگزاری جلسه، نمایش و نشان دادن تصاویر دعوت کنندگان بوده است. انشاءالله این چنین نیست. به قول آقایان روان‌شناس همیشه نیمه‌ی پر لیوان را باید دید. اما چه کنیم که مرحوم شریعتی هم در اون زمان یه جایی گفته بود: &#8220;آری این چنین بود برادر . . .&#8221; امیدواریم که این چنین نبوده باشد. شایدم  فوت و فن خبرنگاری اینجوری ایجاب می‌کنه که همیشه باید تو عکسا مسئولین نمایش داده بشن ما که از آداب و اصول خبرنگاری سر رشته‌ای نداریم. شما با خوندن متن خبرها و دیدن تصاویر یه کم فکر ‌کنین ببینین به چه نتیجه‌ای می‌رسین؟</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">یکی از این جلسات  مال خیلی وقت پیش است اما چون بعدا با این جور خبرا کار داریم به صرافت افتادیم از این خبر استفاده کنیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شما متن خبر رو بخونین و تصاویر اون رو هم ببینین بعدش به سئوالا جواب بدین.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>دومین نشست صمیمی روسای شوراهای دانش‌آموزی راور با مدیرآموزش و پرورش</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ادامه‌ی نشست‌های روسای شوراهای دانش‌آموزی برگزار شد:</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ادامه‌ی نشست‌های روسای شوراهای دانش‌آموزان مدارس شهرستان راور با مسئولین، روسای این شوراها با علی علی‌آبادی مدیر آموزش و پرورش در محل سالن همایش مهر آموزش و پرورش نشستی صمیمانه برگزار کردند .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در این نشست که به مدت دو ساعت به طول انجامید علی‌آبادی ضمن عرض خیر مقدم و قدردانی از تلاش و کوشش شوراهای دانش‌آموزی، به نقش شوراها در مکتب اسلام اشاره نمود و اعضای شوراهای دانش‌آموزی را  بازویی قوی برای مدیران مدارس دانست و یادآور شد شوراها‌ی دانش‌آموزی می‌توانند در تصمیمات مهم مدرسه نقش آفرین باشند و لازم است با صبر و بردباری و با داشتن تقوا و اخلاق پسندیده الگویی مناسب برای دانش‌آموزان دیگر باشند و با مطالعه و تحقیق بیشتر در جهت ارتقاء سطح علمی و معنویت دانش‌آموزان به مربیان کمک نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ابتدای این نشست روسای شوراهای دانش‌آموزی هر کدام به مدت چندین دقیقه به ارائه‌ی نظرات و پیشنهادات خود پرداختند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">همچنین در این جلسه علیرضا جوکار مدیر کانون پویندگان دانش آموزش و پرورش گزارشی از امور انجام گرفته در شوراهای دانش‌آموزی ارائه داد.        <strong></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong> <img class="alignnone" title="آموزش و پرورش راور" src="http://kerman.medu.ir/3808/3808Docs/news/609%20%287%29.jpg" alt="" width="478" height="359" /></strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">ما هر چی با این چشمایی بابا قوری‌مون گشتیم تو این جلسه نه از صمیمیت چیزی دیدیم و نه از اعضای شورای دانش‌آموزی کسی پیدا بود.(صمیمیت از دید ما یعنی همه کنار هم بشینن و گفتگو کنن. در این عکسی که مربوط به این خبر هست از اعضای شورای دانش‌آموزی کسی نیست که حتی در فاصله‌ی دور هم نشسته باشد. از نظر دوستان شاید صمیمیت معنی دیگری دارد که ما از اون بی اطلاعیم)</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">شما هم تو این تصویر یه کنکاشی بکنین شاید کسی وجود دارد و ما نمی‌بینیم. اینکه می‌گن روسای شورای دانش‌آموزی هر کدام چندین دقیقه صحبت کردن حتما کردن و گرنه کسی همین‌جوری که چیزی نمیگه.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اما خبر دوم مربوط به همین یکی دو ماه اخیر است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><strong>مراسم روز خانواده و تکریم پیشکسوتان فرهنگی شهرستان راور برگزار شد</strong></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">به مناسبت روز خانواده و تکریم پیشکسوتان :<br />
با حضور علی اکبر عبدالهی معاون آموزشی آموزش و پرورش مراسم روز خانواده و تکریم پیشکسوتان فرهنگی شهرستان راور در محل سالن اجتماعات آموزش و پرورش برگزار گردید .</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در این مراسم عبدالهی ضمن عرض خیر مقدم و تبریک روز خانواده و تکریم پیشکسوتان گفت: همه‌ی کسانی که در حال حاضر در امر تعلیم و تربیت مشغول هستند روزی شاگرد پیشکسوتان بوده‌اند که با کسب معلومات و معنویات از وجود با برکت آنها توانسته‌اند در این راه بزرگ قدم بگذارند و بهتر است بگوییم این عزیزان بزرگوار با تجربیات ارزشمندی که دارند هرگز بازنشسته نخواهند شد بلکه دست اندرکاران امر تعلیم و تربیت باید از تجربیات با ارزش آنها در هر زمان استفاده نمایند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ادامه‌ی این مراسم دکتر زهرا یوسف‌نژاد پیرامون این موضوع که چه کنیم در زمان سالمندی از نظر جسمی و روحی زندگی سالمی داشته باشیم صحبت کرد و گفت: باید در زمان سالمندی با تغذیه‌ی سالم به خصوص استفاده از لبنیات و انجام حرکات ورزشی ساده همچون پیاده روی به حفظ سلامت خود کمک نماییم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در ادامه به قید قرعه تعداد ۹ کمک هزینه‌ی مشهد مقدس که ۵ کمک هزینه از سوی مدیریت آموزش و پرورش ۲ کمک هزینه از سوی شورای اسلامی و ۲ کمک هزینه از سوی جامعه‌ی بازنشستگان شهرستان راور به پیشکسوتان شرکت کننده دراین مراسم اهدا شد.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><img class="alignnone" title="آموزش و پرورش راور" src="http://kerman.medu.ir/3808/3808Docs/news/IMG_5075.jpg" alt="" width="474" height="355" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL"><img class="alignnone" title="آموزش و پرورش راور" src="http://kerman.medu.ir/3808/3808Docs/news/IMG_5091.jpg" alt="" width="474" height="354" /></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">باز هم همان اتفاق و همان عکس و همان خبر. آنچه در قاب تصویر دیده نشده پیشکسوتانی هستند که جلسه به نام آنها و برای آنها برپا شده است. &#8220;آن ذره که در حساب ناید ماییم&#8221; شاید هم برای اینکه خاطر بینندگان عزیز مکدر نشود از عمد عکسی از پیشکسوتان گذاشته نشده. آخه چند نفر سالمند یا میان سال (بازنشستگان پیش از موعد) هم دیدن دارند که این قدر خودمون و شما رو به خاطرشون به درد سر بیندازیم.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اظهار نظر با شما.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/14/2514/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مردی از تبار روشنایی و نور</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/10/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%b1/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/10/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 10:58:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[اخلاق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2511</guid>
		<description><![CDATA[تقدیم به دلدادگان چشمه‌ی پاک امامت و جرعه نوشان زمزم زلال ولایت.
حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) رهبر فرزانه‌ی انقلاب، عزیزی است که مدار و منظومه‌ی ولایتش محور ثبات، بالندگی، عزت، پیشرفت و عدالت ایران اسلامی است. او که ولایتش (و اخری تحبونها)ی انقلابمان و امتداد نگاهش به آفتاب فردا می‌رسد. فردایی روشن و قرین نصر و فتح و بشارت.
در قاب این نوشته، تصویر مردی است از . . .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;" dir="RTL">تقدیم به دلدادگان چشمه‌ی پاک امامت و جرعه نوشان زمزم زلال ولایت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (مد ظله‌العالی) رهبر فرزانه‌ی انقلاب، عزیزی است که مدار و منظومه‌ی ولایتش محور ثبات، بالندگی، عزت، پیشرفت و عدالت ایران اسلامی است. او که ولایتش (و اخری تحبونها)ی انقلابمان و امتداد نگاهش به آفتاب فردا می‌رسد. فردایی روشن و قرین نصر و فتح و بشارت.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">در قاب این نوشته، تصویر مردی است از تبار عترت، سیدی از قبیله‌ی اهل بیت، زاده‌ی زهرا(س) و علی(ع)، مسافری از قافله‌ی تشیع، پیام آوری از حَرای کربلا، سرداری به تنهایی مجتبی(ع)، تنهایی در غریب‌آباد بی دردان، زخم خورده‌ای از تیغ جهل نامردان، محسود حسودان تنگ نظر، محبوب عاشقان جان بر کف، صبوری از طوبای حسنی، غیوری از شجره‌ی حسینی، شاهدی از مشهد شهادت، شهید زنده‌ای از نسل حماسه، ذوالفقاری در غلاف حفظ مصالح.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">این قطعه‌های ریز و درشت را اگر کنار هم بگذاری، سیمای آفتابی مردی به چشم می‌آید که در اوج اقتدار، مظلوم است و در بلندای رفعت، متواضع و در اوج تواضع، رفیع. دخیل ضریح انتظار، تشنه‌ی چشمه‌ی فرج، سیراب زمزم جمکران، علمداری عباس‌گون که قاطعیتی ذوالفقارانه دارد و دستی که یادگار علقمه‌ی وفا و فرات و کربلاست. پناه چلچله‌ها، مامن دل شکسته‌ها، سردار خط علوی و سرباز جبهه‌ی مهدوی است. نشان جانبازی در دست بلندش، چفیه‌ی بسیج بر دوش تعهد بارش، عصای توکل در پنجه‌ی استوارش، عینک بصیرت بر چشمان بیدارش. فقیهی وارسته از تعلقات، رهبری رهرو جاده‌ی تکلیف که مرجعیت در پی او دوان است و او از مرجعیت گریزان. چله نشین سجاده و سحر، معتکف محراب فکه و شلمچه، &#8220;امین&#8221; وادی شعر و هنر، مرزبان اقلیم فرهنگ و ادب، خبیر خطه‌ی فقه و حدیث، بصیر میدان سیره و تاریخ، نکته سنج قلمرو اخلاق و تربیت، شوریده‌ی آوای ترتیل و قرائت، خط شکن عرصه‌ی سیاست، خورشید سپهر بیان و بلاغت، آبرو بخش رهبری و درس آموز شیوه‌ی سروری. جوانان، دلداده‌ی پند پیرانه‌اش، پیران شور آموز روح جوانانه‌اش، واعظان خوشه‌چین خرمن بیانش، ذاکران بهره‌مند از نکته‌های بدیعش، قاریان در کمند مد نگاهش، متهجدان اسیر سلسله‌ی اشک و آهش، اهل ذوق شیفته‌ی روح لطیفش، اهل ادب مفتون فکر بدیعش، اهل دل مخمور شراب شیدایی‌اش و اهل رزم مرید روح عاشورایی‌اش. اهل قلم از قدرت قلمش متحیر، اهل سخن از طبع سیال و ذهن جوالش مدهوش، اهل سیاست از هوش سیاسی‌اش حیران، اهل فرهنگ از ژرفای فهمش سر به گریبان و اهل مطالعه بر گستره‌ی کتاب‌خوانی‌اش ثناخوان. فقیهان به عمق فقاهتش معترف، هنرمندان از بینش هنری‌اش مبهوت، شاعران از ظرافت طبعش مشعوف، خطیبان از سلاست گفتارش در شگفت، رهروان به رهبریش مفتخر و رهبران به صلابتش محتاج. رهبری فرهنگ ساز و اندیشه پرور، غیرت گستر و آینده نگر. فرزانه‌ای که افشای &#8220;شبیخون فرهنگی&#8221; برگی از دفتر بیداری اوست، و &#8220;عبرتهای عاشورا&#8221;، نقطه‌ای از الفبای شعورش، &#8220;رسالت خواص&#8221; سطری از کتاب تعهدش، رفتار علوی واژه‌ای از قاموس افکارش و ساده زیستی موجی از پارسایی‌اش. عزت حسینی مرامش، خدمت رسانی پیامش، کار آمدی حوزه‌ی امیدش، بیداری دانشگاه انتظارش، ایمان جوانان تکیه گاهش و وحدت مردم آرمانش. &#8220;خامنه&#8221; ذاکره‌ی دیرینش، &#8220;قم&#8221; خاطره‌ی شیرینش، &#8220;مشهد&#8221; شاهد هدایت‌هایش، &#8220;ایران&#8221; خانه‌ی امتش، امت حامی امامتش، سنگر جمعه تجلی راه خدایی‌اش، محراب جبهه تبلور روح حسینی‌اش، ولایت فقیه تداوم خط خمینی‌اش و کرسی درس حجت فقاهتش.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">این‌هاست که دل‌ها را اسیر سلسله‌ی محبتش ساخته و جان‌ها را به کمند عشقش انداخته است.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">اینک این تصویر زیبا، بی قاب و بی نقاب، در تاقچه‌ی دلمان نشسته و راه را بر نامحرمان بسته است. باشد که این نقش و این نگار، بی غبار و پایدار بماند.</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">آمین یا رب العالمین</p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">نقل با تغییراتی مختصر از <a href="http://www.velaiatefaghih.com/">http://www.velaiatefaghih.com/</a></p>
<p style="text-align: justify;" dir="RTL">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/10/%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%8a-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d9%88-%d9%86%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>تشکر از شهردار جدید راور</title>
		<link>http://gharibane.ir/1390/10/03/%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/</link>
		<comments>http://gharibane.ir/1390/10/03/%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 24 Dec 2011 18:35:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ستاره سهیل</dc:creator>
				<category><![CDATA[شهر من راور]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://gharibane.ir/?p=2502</guid>
		<description><![CDATA[به نام خدا
اعضای محترم شورای اسلامی شهر راور طی یک فرآیند بسیار پیچیده و زمان بر، که فکر کنم از دست‌یابی به اورانیوم غنی شده و چرخه‌ی تولید سوخت هسته‌ای هم مشکل‌تر بود، جناب آقای اژدری را به سمت شهردار راور انتخاب کرده و سر انجام تقریبا یک ماه قبل ایشان رسما کار خود را آغاز کرد.
طی این مدت هم انصافا . . .]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="RTL">به نام خدا</p>
<div id="attachment_2503" class="wp-caption alignright" style="width: 160px"><a href="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2011/12/shahrdari1.jpg" rel="lightbox[2502]" title="shahrdari ravar "><img class="size-thumbnail wp-image-2503" title="shahrdari ravar " src="http://gharibane.ir/wp-content/uploads/2011/12/shahrdari1-150x150.jpg" alt="شهردرای راور" width="150" height="150" /></a><p class="wp-caption-text">shahrdari ravar</p></div>
<p dir="RTL">اعضای محترم شورای اسلامی شهر راور طی یک فرآیند بسیار پیچیده و زمان بر، که فکر کنم از دست‌یابی به اورانیوم غنی شده و چرخه‌ی تولید سوخت هسته‌ای هم مشکل‌تر بود، جناب آقای اژدری را به سمت شهردار راور انتخاب کرده و سر انجام تقریبا یک ماه قبل ایشان رسما کار خود را آغاز کرد.</p>
<p dir="RTL">طی این مدت هم انصافا دست به کارهایی از قبیل آسفالت کردن تعدادی از کوچه‌ها و زیباسازی بعضی از معابر زده ‌است. هرچند این کارها جزء وظایف اصلی شهرداری می‌باشد اما بی انصافی است اگر به دلیل همین کارها نیز به ایشان و سایر کارگران و کارمندانی که در این زمینه زحمت کشیده‌اند‌، خسته نباشید نگوییم و از آنها تشکر نکنیم.</p>
<p dir="RTL">متاسفانه فرهنگ تشکر و قدردانی از بین ما رخت بر بسته و شاید از همان ابتدا هم وجود نداشته که رخت بر بسته باشد.</p>
<p dir="RTL">در همین ایام از گوشه و کنار می‌شنویم که این کارها در زمان شهردار قبلی یعنی آقای مشرفی برنامه‌ریزی شده و مقدمات کار فراهم بود و حالا دارد به انجام می‌رسد. این یعنی چی؟ همین گروه یا افرادی از همین قبیل در زمان آقای مشرفی نیز  بیان می‌کردند هیچ کاری انجام نشده، هیچ برنامه‌ای اجرا نشده است.</p>
<p dir="RTL">ما نمی‌دانیم آیا اوشان کار کرده یا ایشان؟ یا اصلا نه اوشان نه ایشان بلکه در مدت چندین ماهی که راور فاقد شهردار بوده خود به خود کارها انجام گرفته است؟ یا آقای شهریاری که در این مدت سرپرستی شهرداری را به عهده داشته کارها را بدون سر و صدا راست و ریس کرده است؟</p>
<p dir="RTL">خلاصه کنم یا به قول بعضیا مخلص کلوم؛ ما حرفمان این است هر کس کاری برای رفاه و آسایش همشهریان انجام داده یا می‌دهد دستش درد نکند و خدا جزای خیر به او بدهد و ذخیره‌ای برای آخرتش باشد انشاالله.</p>
<p dir="RTL">انتقاد هم به جای خودش باید باشد که صد البته از نوع سازنده. مسئولین هم باید گوش شنوا داشته باشند و انتقادها را بشنود و پاسخ مناسب بدهند. به کار آقای مشرفی هم انتقادهایی وارد بود که در همین سایت هم تشکر و هم انتقاد از دوره ایشان وجود دارد.</p>
<p dir="RTL">این‌ها را گفتیم که این حق انتقاد را برای خودمان محفوظ بداریم و اگر فردا پس فردا در صفحات همین سایت انتقادی سازنده یا نا سازنده بر عملکرد شهرداری وارد کردیم نگویید که فقط نقاط ضعف را می‌بینید و یا محکوممان کنید که شما فقط تعریف و تمجید می‌کنید. هم تعریف و تمجید و هم انتقاد. به قول راوری‌های اصیل: &#8220;رون و گردن رو هم&#8221;  ‌</p>
<p dir="RTL">منتظر حرف دل دوستان راوری و غیر راوری و مخلص همه‌ی شما هستیم.</p>
<p dir="RTL">
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://gharibane.ir/1390/10/03/%d8%aa%d8%b4%d9%83%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

<!-- Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: http://www.w3-edge.com/wordpress-plugins/

Page Caching using disk: enhanced
Database Caching using disk: basic
Object Caching 3133/3225 objects using disk: basic

Served from: gharibane.ir @ 2012-02-07 14:56:44 -->
