توصیههایی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت در باب زیارت امام رضا علیه السلام
شهادت حضرت رضا، امام رئوف، السلطان علی ابن موسی الرضا (علیهالسلام)، محضر فرزند بزرگوارشان ولی امر مسلمین، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و هم چنین بر تمامی محبین و شیعیان تسلیت باد.
وقایع اتفاقیه
گاهی اوقات بعضی چیزا رو آدم میبینه و رد میشه و به اون توجه نمیکنه.
یه موقعهایی هم میشه که بیشتر دقت میکنه و به نظرش میاد که بعضی کارها رو یه جور دیگه هم میشه انجام داد.
همیشه هم این توقع نیس که همهی مردم از زاویهی دید ما به مسائل نگاه کنن. هر کسی برای خودش صاحب فکر و اندیشه و البته صاحب ابتکار و خلاقیت است.
اما آنچه باعث شد در پست امروز به مطالبی که در ادامه میآید بپردازم این بود که . . .
اون روزا یادش بخیر
تو ای غافل ز یزدان رفتن راه خطا تا کی
فرار از بندگی سرپیچی از امر خدا تا کی
صفات نیک انسانی نهادن زیر پا تا کی
فسون و مردم آزاری و تزویر و ریا تا کی
ستم بر زیر دستان اندر این دار فنا تا کی
عجیب است اما باور کنین واقعیه!!!
خداوندا با خود پیمانی میبندم، تا کوشش کنم که خشمگین نشوم و اندوه بیهوده نخورم و به دیگران رشک نبرم.
در کارها میانهرو باشم و ارزش تندرستی خویش را بدانم.
همراهان را دوست بدارم و بادوستانم همراه باشم،
دشمنانم را ببخشم و دل مردمان را بدست آرم.
بر ناملایمات صبر پیشه کنم و به دادههای تو خشنود و شاکر باشم.
بیکار نمانم، و در هر حال سپاسگزارت باشم.
خدایا دستم بگیر تا دستی را بگیرم.
خدایا بزرگیم ده تا کوچکی کنم و خردمندی ده تا از خود بدر آیم و به راه تو افتم و بندگانت را خشنود سازم.
خدایا دستم را بگیر و مرا بر این پیمان استوار بدار که بزرگ و بزرگوار و بخشندهای.
ای خالق توانا، لحظه و آنی مرا به حال خود وامگذار
امین ای آرام دلها و جانها
۱ داستان کوتاه و آموزنده
غروب یک روز بارانی زنگ تلفن به صدا در آمد. زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز شدید دختر کوچکش را به او داد. زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید. ماشین را روشن کرد و به نزدیکترین . . .
