گزارش صعود به بام ایران، قله ۵۶۷۱ متری دماوند
بدون شک صعود به دماوند بلندترین قله ایران، رویایی است که تمامی کوهنوردان در سر میپرورانند و آرزویی است که همه دوست دارند به آن دست یابند. من هم از این قاعده مستثنی نبوده و نیستم و این آرزویی بود که در سر داشتم. اما هیچگاه باور نمیکردم این رویای من به این زودی محقق شود. در فاصله کمتر از سه ماه سه قله بالای ۴۰۰۰ متر و یک قله به ارتفاع ۳۷۶۱ متر را صعود کرده بودم.(قله هزار راین ۳۰ و ۳۱ اردیبهشت ماه ۴۵۰۱ متر– قله چهل تن بردسیر ۱۹ و ۲۰ خرداد ماه ۳۷۶۱ متر – قله شیرکوه یزد ۳ و ۴ تیرماه ۴۰۷۵ متر – قله برفخانه طزرجان ۱۴ و ۱۵ مرداد ماه ۴۰۳۵ یا ۴۰۵۰ متر) رفتن به ارتفاعات پایینتر از اینها نیز همچون گذشته در دستور کارم بود و هر هفته در اطراف راور به گشت و گذار و کوهنوردی و تهیه فیلم و عکس میپرداختم. به یاری خداوند در آینده تصاویر و مطالب آنها را نیز منتشر خواهم کرد. همه اینها یاعث شده بود تا شوق و اشتیاقم برای صعود به دماوند بیش از پیش شود اما امکان این صعود فراهم نبود.
پس از آن که در صعود به طزرجان آقای طباطبایی(سعیدآقا) تلفن آقای حسینی (رئیس هیئت کوهنوردی یزد) را به بنده دادند با کمی تردید، دل را به دریا زده و با ایشان تماس گرفتم و آمادگی خودم را جهت همراهی آنها در راه صعود به بام ایران (قله دماوند) اعلام کردم. نامبرده هم پذیرفتند و تلفنی ثبت نام انجام گرفت.
طبق قرار، ساعت ۵ عصر روز پنجشنبه مورخ ۱۳۸۹/۵/۲۱ کاروان ورزشی از مقابل بنیاد شهید شهرستان یزد حرکت میکرد. بنابراین با توکل بر خداوند و مدد جستن از او، ساعت ۱۲٫۵ ظهر پنجشنبه راور را به قصد یزد ترک کردم تا در ساعت مقرر در محل مورد نظرحاضر باشم و دوستان معطل من نشوند. تقریبا ساعت ۴٫۵ در مقابل ساختمان بنیاد شهید شهرستان یزد بودم.
تعدادی از دوستان با کولههای آماده ایستاده بودند که از آن میان فقط چهره آقای علیرضا سالاری برایم آشنا بود. مدتی بعد آقایان رادمنش و طباطبایی و تعداد دیگری از دوستان نیز آمدند. در اینجا از نزدیک با آقای حسینی نیز آشنا شدم.
اندکی بعد دو دستگاه مینیبوس آمدند و آماده سوار نمودن کوهنوردان شدند. در این بین متوجه شدم که یک دستگاه از مینیبوسها مربوط به اعزام جانبازان عزیز و دیگری مربوط به گروه کوهنوردی سالار شهرستان یزد میباشد. به هر تقدیر من به مینیبوس گروه سالار هدایت شدم که به همراه تعدادی از افراد گروه کولهها را در صندوق مینیبوس جای داده و بقیه وسایل را نیز بین صندلیها و در راهرو قرار دادیم و ساعت ۵٫۵ عصر با نیم ساعت تاخیر از مقابل ساختمان بنیاد شهید سفر خود را آغاز نمودیم.
در محل دروازه قرآن یزد نیز ۲ نفر دیگر به گروه ما افزوده شدند. با اضافه شدن آنها که از گروه سالار هم بودند تمامی صندلیها اشغال شده و راهرو هم پر از وسایل کوهنوردی بود. به همین دلیل سوار و پیاده شدن و به طور کلی حرکت و جابجایی در داخل مینیبوس امکان نداشت. برای پیاده شدن باید نفرات جلو به ترتیب پیاده میشدند و کولهها را به جای خود روی صندلی قرار میدادند تا راه برای پیاده شدن بقیه باز شود. با این توصیفات به راهمان ادامه دادیم و برای نماز مغرب توقف کوتاهی کردیم و سپس در ادامه مسیر به شهر اردستان رسیده و شام مختصری که همراهمان بود را صرف نمودیم.
ناصر آقا راننده باحال و خوش برخورد مینیبوس به تنهایی و بدون خستگی رانندگی میکرد. نزدیکیهای اذان صبح به آخرین ایستگاه عوارضی جاده تهران – قم رسیدیم. جایی که آقای سالاری رئیس گروه کوهنوردی سالار آنجا منتظر ما بود. ایشان نیز به ما ملحق شد. توسط دوستان، به وی معرفی شدم و نامبرده که از معلمین بازنشسته آموزش و پرورش است وقتی فهمید من نیز فرهنگی هستم از حضورم درمیان گروهشان استقبال کرد.
با راهنمایی ایشان و یکی دو نفر از دوستان دیگر، وارد شهر تهران شدیم. شهری بزرگ و به قولی بی در و پیکر و بیریخت و قواره که حتی ساکنین آن نیز آدرس درستی از خیابانها و مسیرهایش ندارند و اکثر آنها قادر به راهنمایی شما نمیباشند. با پرس و جو و چند بار اشتباه رفتن مسیر، که سر و صدای ناصر آقای راننده که واقعا آدمی دوست داشتنی بود را نیز در آورد، بالاخره برای نماز صبح در مکانی توقف کردیم که گویا بومهن نام داشت. آنجا ابتدای جاده فیروزکوه بود.
برای خواندن ادامه گزارش و مشاهده عکسها به برگههای ۲ و ۳ بروید

ایشالا به سلامتی. پیروز باشید.
انشاالله دفعه بعد با کرمونیا! موفق باشید
سلام
من لینکت کردم اما لینک خودم را تو سایتت پیدا نکردم
لطف کن لینکم کن
من را به اسم دانلودستان مهنسی ۸۷ لینک کن
ممنون
با سلام وارزو ی قبولی طاعات
گزارشتون بسیار جامع وجالب بود
ارزوی من هم صعود به این دیو سفید می باشدومطالب شما حتما راهگشا واستفاده خواهد شد
نکاتی مثل خواب اصحاب کهف نیزجالب بود
پیشرفت خوبی داشتید افرین به این پشتکارواراده
همیشه در اوج باشید
سلام.سایتتون واقعا قشنگه.
من هم دوست دارم من رو لینک کنی.
اگه موافقی منو به نام دانلودستان مهندسان ۸۸ لینک کن.www.dezuni.tk
بعد به من خبر بده.
موفق باشی.
سلام خسته نباشید گفته بودی سر زدم من شما رو لینگ کردم شما هم منو لینگ کن و اطلاع بده با نام برای دوستان مرا لینگ کن ممنون.حسین
سلام
من آپم
منتظرتم
سلام
امیدوارم گزارش صعود به قله های جهانی رو هم بخونم
موفق باشی
به افتخارش بزنین دست قشنگرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
انشالله صعود به اورست
سلام
انشاالله با هم
آرزو بر جوانان عیب نیست
سلام جناب اقای علی تقی پور علی ابادی
ضمن تقدیر و تشکر از حوصله ودقت بالای شما در تهیه لحظه به لحظه گزارش سفر به دماوند
واروزی موفقیت شما جهت فتح قله های داخل و خارج کشور
امیدواریم با برنامه ریزی شما جهت صعود قله های استان کرمان دیدارها تازه گردد.
۲۸/۹/۹۰
سلام بر دوستان و همنوردان عزیز
من با کمال میل در خدمت شما دوستان عزیز هستم
هر کجا که شما صلاح بدانید
امیدوارم باز هم در کنار شما دوستان صعودهایی را تجربه کنم
منتظرتان هستم
باسلام مجدد لطفا نام رحیمی به سید علی میرحسینی وبخشی زاده به رضا بخشی اصلاح شود درگزارش برنامه دماوند با ثشکر حمدرضا سالاری سرپرست گروه سالار ونظام مهندسی یزد شماره تماس ۰۹۱۳۱۵۳۳۰۷۵
سلام بر دوستان عزیز و همنوردان گرامی
خوشحالم که مطالب مرا با دقت فراوان و حوصله کافی خواندید و نظرات سودمندی ارائه نمودید
اسامی را به همان نامهایی که گفتید نوشتم.
از این بایت از همهی دوستان یزدی پوزش میطلبم امید است که مرا ببخشید و باور کنید طی ۴۸ ساعت حفظ و یادگیری اسامی برایم قدری مشکل بود.
امید است در صعودهای دیگر با شما همراه باشم.
در خصوص تفتان باید بگویم در سال ۸۱ یا ۸۲ موفق به صعود به این قله شدهام کاش بشود باز به همراهی شما صعودی مجدد بر فراز آن داشته باشم.
منتظر حضورتان در استان و در راور جهت صعود هستم
باسلام مجدد لطفا نام رحیمی به سید علی میرحسینی وبخشی زاده به رضا بخشی اصلاح شود درگزارش برنامه دماوند با ثشکر حمدرضا سالاری سرپرست گروه سالار ونظام مهندسی یزد شماره تماس ۰۹۱۳۱۵۳۳۰۷۵ انشاالا درنیمه بهمن قله تفتان واوایل اسفند کویرنوردی سراسری نظام مهندسی در یزد درخدمدتان باشیم
باسلام نام وبلاگ عوض گردید