گزارش صعود به بام ایران، قله ۵۶۷۱ متری دماوند
بالاخره زمان بیدار باش فرا رسید و آقای سالاری یکی یکی بچهها را بیدار کرد که هم نمار بخوانند و هم آماده صعود شوند. وقتی بیرون امدم دیدم آسمان صاف و بدون ابر است اما همانطور که شب قبل حدس زده بودیم آب کاملا یخ زده بود و برای وضو آبی وجود نداشت. از ذخیره آب استفاده کردیم و پس از نماز دوباره کولهها را وارسی کردیم و وسایل اضافه را در چانپناه گذاشتیم و لباسهای گرم را پوشیده و تقریبا مجهز؛ آماده حرکت به سمت قله شدیم. این را نیز بگویم که خوشبختانه سردردم کاهش پیدا کرده بود و این توان را در خودم میدیدم که همراه گروه صعودم را آغاز کنم.
۲۰دقیقه مانده به ساعت ۶ صبح شنبه مورخ۲۳/۵/۱۳۸۹ همه دوستان بیرون چانپناه آماده و منتظر صدور فرمان حرکت از سوی آقای سالاری بودیم تا به یاری خداوند و با توکل بر او صعود خاطره انگیز خود را آغاز نماییم. با فرمان ایشان حرکت به سوی قله شروع و خودشان به عنوان آخرین فرد گروه در عقب ستون، صعود به سمت قله را آغاز نمودند. اندکی بعد با فرمان شمارش آقای سالاری و شمارش افراد، معلوم شد ۲۸ نفر از جانپناه (بارگاه سوم) به سمت قله حرکت کردهاند.
گروههای زیادی قبل از ما حرکت کرده بودند که با روشن شدن هوا آنها را در قسمتهای بالا میدیدم که سینه ستبر کوه را با گامهای استوار میشکافند و بالا میروند. طولی نکشید که قدم بر روی برف گذاشتیم و هرچه ارتفاع بالاتر میرفت بر ضخامت لایه برف نیز افزوده میشد. تقریبا پس از ۱ساعت کوهنوردی آبشار یخی در مقابلمان کاملا دیده میشد اما هنوز تا رسیدن به آن، راه زیادی در پیش بود. (آبشار یخی آبشاری است که تمام سال یخ رده است. با گرم شدن مختصر هوا در روز کمی از برفها و یخهای بالای آن آب شده و به صورت قندیلهایی در میآیند و از آن سرازیر میشوند و با فرا رسیدن شب دوباره یخ میزنند. بنابراین در تمام طول سال این آبشار یخ زده است و از همین رو به آبشار یخی معروف است.)
گروه ما بسیار شمرده قدم برمیداشت. آقای علی میرحسینی که به عنوان سرقدم بود خودش از کوهنوردان با تجربه به حساب میآمد و میدانست حرکت تند در کوه باعث میشود انرژی خود را در همان ساعات اولیه از دست بدهید و دیگر رمقی برای فتح قله در شما باقی نمیماند. به همین دلیل از چند گروه که قبل از ما حرکت کرده بودند سبقت گرفتیم. (به قول معروف رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود)
نزدیکیهای آبشار یخی بودیم که آقای میرحسینی (سرقدم) احساس ناراحتی کرد و بر زمین نشست و همین نشستن کافی بود که از هوش برود. شانس بسیار بزرگ این بود که گروهی دیگر از کوهنوردان هم در این منطقه حضور داشتند که یک نفر از بین آنها دکتر بود. خانم دکتر با مشاهده وضع آقای میرحسینی، سریعا عملیات احیا را انجام داده و با انجام ماساژ قلبی و تنفس مصنوعی حیاتی دوباره به ایشان بخشید. همه خدا را شکر کردیم و آقای میرحسینی به همراه دو نفر به سمت جانپناه برگشتند و بقیه به راه خود ادامه دادیم.
آسمان صاف بود اما لکههایی ابر در آن دیده میشد که از حسادت نمیگذاشتند نور خورشید برما بتابد. گویی حضور ما را در این پهنه برفی و یخی برنمیتافتند و سعی داشتند ما را از ادامهی صعود منصرف نمایند. اما شوق و هیجانی که در راه رسیدن به قله وجود دارد قادر است همهی موانع را کنار بزند. در آن بالا گاهی ارتفاع برف تا زانو نیز میرسید و اگر از داخل ستون بیرون میآمدید و قدم بر روی برفی که پاکوب نشده بود میگذاشتید، چه بسا تا بالای زانو هم در برف فرو میرفتید. این امر در مسیر برگشت چندیدن مرتبه برای من اتفاق افتاد. وزش گاه به گاه باد و دانههای برفی که به سر و صورتمان میزد برای کسانی که عینک نداشتند مشکل ایحاد میکرد.
در طول مسیر چندین مرتبه توقفهای کوتاهی نمودیم و عکسهایی به بادگار گرفتیم. بعد از آبشار یخی بوی گوگرد هم اضافه شده بود و هرگاه باد به سمت ما میوزید این بوی تعفن مانند نیز باعث آزار و اذیت بچهها میشد. گاهی که اشعه خورشید گریزی میزد و از پشت لکههای ابر خود را نشان میداد آرامشی زایدالوصف و گرمای دلنوازی را در وجودمان حس میکردیم.
با این شرایط و اوصاف و با توکل برخدای یکتا و ذکر صلوات و با تشویقهای پی در پی آقای سالاری، پس از ۶ ساعت کوهنوردی در ساعت ۱۱٫۴۵ دقیقه روز شنبه ۱۳۸۹/۵/۲۳ پای بر بلندای بلندترین قله ایران اسلامی نهادم. قادر به بیان احساس شادی و شعفی که در آن لحظه به من دست داده بود نیستم. سر بر سجده گذاشتم و خدا را شکر کردم که مرا موفق به فتح دیو سپید پای در بند نموده است. در آن لحظه به هیچ چیز و هیچ کس توجه نداشتم.
بعد از لحظاتی که به خود آمدم با دوستان یزدی و افراد دیگری که در قله بودند چندین عکس یادگاری گرفتیم و آقای سالاری توضیحاتی پیرامون قلهی دماوند و اشیائی که در آنجا بود دادند و بعد از توقف ۲۰ دقیقهای آماده فرود به سمت جانپناه شدیم. برای اینکه از گروه عقب نمانم و یا راه راگم نکنم به همراه آنها به سمت پایین حرکت کردم.
مقداری که پایین آمدیم آقای سالاری مسیری را انتخاب نموده و عملیات سرسره روی برف را به طور کامل توضیح دادند و خودشان در جلو افراد بر روی برف نشستند و به حالت سرسره شروع به پایین آمدن کردند. بقیه هم با فاصله ۱ یا ۲ متر پشت سرهم همین کار را کردند. اما عدم تعادل و کنترل افراد باعث میشد که به هم برخورد کنند یا از مسیر منحرف شوند. من نیز مقداری به همین ترتیب با آنها پایین آمدم اما احساس سرگیجه و تهوع باعث شد که ادامه مسیر را به صورت عادی پایین بیایم. آقایان رضابخشی و طباطبایی (سعیدآقا) که وضع من را دیدند با من ماندند و هرچه اصرار کردم که با گروه بروند نرفتند. این دو بزرگوار بسیار مرا شرمنده کردند که لذت سرسره برروی برف و سریع رسیدن به پایین را برخود حرام کرده و به همراه من ماندند تا با هم به جانپناه برگردیم. از این دو بزرگوار و مخصوصا سعید آقای طباطبایی به خاطر نوعدوستی و احساس همدردی که نشان دادند بسیار سپاسگزاری و قدردانی مینمایم.
به هر ترتیب پس از تقریبا ۴ساعت کوهنوردی در میان برف و یخ و شن اسکیهایی که در مسیر بازگشت وجود داشت به جانپناه رسیدیم. اعضای گروه سالار همگی جانپناه را به قصد رسیدن به مسجد ترک کرده بودند. منهم پس از اقامه نماز وسایل خود را در کوله قرار داده و از آقایان حسینی و طباطبایی و سایر دوستانی که هنوز در جانپناه بودند خداحافظی کرده و به سمت مسجد و محلی که مینیبوس متوقف بود (گوسفندسرا) به راه افتادم. مقداری سرعتم را زیاد کردم که دوستان را زیاد منتظر نگذارم. تقریبا دو سوم راه را با سرعت طی کردم که به تعدادی از افراد گروه برخورد کردم که درحال پایین آمدن بودند. از آنجا به بعد قدمها را آهستهتر کردم و به همراه این دوستان مسیر را ادامه دادیم تا به مسجد رسیدیم.
با دوستانی که از قبل رسیده بودند خوش و بشی کردیم و وسایل را در صندوق مینیبوس جا دادیم و آماده حرکت شدیم. تا اینجا تقریبا ۱۶ ساعت کوهنوردی و پیاده روی کرده بودیم. (۴ ساعت مسیر مسجد تا جانپناه – ۶ساعت از جانپناه تا قله – ۴ ساعت برگشت از قله تا جانپناه – ۲ ساعت از جانپناه تا مسجد).
پس از اینکه همه دوستان سوار شدند ناصر آقا مینیبوس را روشن کرده و به سمت پایین حرکت کردیم. مسیر ناهموار باعث میشد که با سرعت بسیار کم حرکت کنیم. بالاخره به آسفالت رسیدیم و به سمت پلور ادامه مسیر دادیم.
بارانی ملایم شروع به باریدن کرد که مطبوعی هوای کوهستان البرز را چندین برابر کرده بود. برای شام و نماز در بومهن به یک رستوران سنتی رفتیم و پس از دو روز، یک شام درست و حسابی خوردیم یا به قولی زدیم به بدن. (در این دو روز که در کوه بودیم غیر از مقدار کمی تنقلات چیز دیگری نتوانستیم بخوریم).
پس از صرف شام به سمت تهران حرکت کردیم. وارد تهران شدیم و دوباره همان تراژدی دو شب قبل تکرار شد گم کردن مسیر و سر در آوردن از ناکجا آباد. خوشبختانه این دفعه ساعات اولیه شب بود و خیابانها شلوغ و آدرس پرسیدن آسانتر. پس از کش و قوسهای فراوان بالاخره به ابتدای جاده قم رسیدیم و دیگر خیالمان راحت شد که مسیر را اشتباه نمیرویم. تقریبا همه خوابیدند و فقط ناصر آقا چشم بر سیاهی آسفالت دوخته بود و به پیش میرفت. برای نماز صبح در نزدیکی اردکان توقف کردیم. بعد از آن ادامه مسیر و رسیدن به شهر یزد.
تقریبا ساعت ۹٫۵ صبح یکشنبه ۱۳۸۹/۵/۲۴ در مقابل ساختمان بنیاد شهید یزد از مینیبوس پیاده شدم و سفری تقریبا ۶۵ ساعتی به خوشی به پایان خود نزدیک میشد.از همه دوستان خداحافظی و تشکر کردم و آماده حرکت به سمت راور شدم که تقریبا ۴ ساعت دیگر زمان نیاز داشت. ساعت ۱ عصر یکشنبه به راور رسیدم. با احتساب مسافت رفت و برگشت بین یزد و راور سفر من ۷۳ ساعت طول کشیده بود.
- شهر پلور – اولين جايي كه توانستم تصويري از قله دماوند بگيرم
- به سمت گوسفندسرا – تصويري كه از داخل مينيبوس از قله گرفتم
- به سمت گوسفندسرا – اين عكس را نيز از داخل مينيبوس از قله دماوند گرفتم
- به دليل خرابي جاده مجبور شديم تا مسجد مسافتي را پياده به دنبال مينيبوس برويم
- مسجد، محدوده جانپناه (بارگاه سوم) و قله در اين عكس ديده ميشوند
- عليرغم خرابي جاده، همه نوع وسيله نقليهاي در آن ديده ميشد
- اين خودرو با ظاهري عجيب در نزديكي كمپ گوسفندسرا متوقف بود
- مسجد صاحبالزمان(عج) واقع دركمپ گوسفندسر او توقف مينيبوس
- آقاي عليرضا سالاري از دوستان عزيز در محوطه مسجد آماده براي صعود
- خودم در محوطه مسجد آماده حركت به سمت بارگاه سوم و صعود به قله
- عكسي از قله دماوند از محل كمپ گوسفندسرا
- عكسي از دماوند در مسير بارگاه سوم (جانپناه)
- كمپ گوسفندسرا در پايين و دوستاني كه به قصدصعود به قله به سمت جانپناه ميروند
- تعدادي از اعضاي گروه كوهنوردي سالار يزد
- خودم در كنار تعدادي از اعضاي گروه كوهنوردي سالار يزد
- در صورت نياز، قاطرها وسايل كوهنوردان را تا جانپناه (بارگاه سوم) ميبرند
- در طول مسير به افراد مختلفي برخورد ميكني كه قصد صعود به قله را دارند
- جانپناه (بارگاه) سوم و چادرهاي رنگارنگ اطراف آن و دورنماي قله دماوند
- هنوز چند گامي تا بارگاه سوم (جانپناه) مانده
- نمايي زيبا از محوطه جانپناه (بارگاه سوم)
- هواي ابري منظرهاي زيبا از درياچه سد لار ايجاد كرده بود
- نماي درب ورودي جانپناه (بارگاه سوم)
- صعود براي هم هوايي با دوستان در زير بارش برف چه صفايي داشت
- بارش برف در اندك زماني همه جا را سفيد پوش كرد
- افراد ديگري نيز در حالي كه برف ميباريد در حال پايين آمدن از قله بودند
- در مسير فتح قله دماوند به همراه گروه سالار و جانبازان شهرستان يزد
- در مسير فتح قله دماوند در كنار آقاي حسيني رئيس هيئت كوهنوردي شهرستان يزد
- تماشاي آفتاب صبحگاهي در سرماي اين بالا لذت بخش بود
- كوهنوردي روي برف و تماشاي آبشار يخي و مناظر اطراف مفرح بود
- در كنار دوستان يزدي در مسير فتح قله دماوند. البته هنوز تا قله كمي راه مانده است
- در كنار دوستان يزدي در مسير فتح ماوند. البته هنوز تا فتخ قله مقداري راه مانده است
- زيبايي آبشار يخي را در عكس نميتوان به نمايش گذاشت
- نمايي ديگر از آبشار يخي
- آقاي رادمنش از دوستان عزيز و آقاي سالاري رئيس گروه كوهنوردي سالار يزد
- آب شدن برفها و يخ زدن آنها چنين مناظر زيبايي خلق كرده بود
- وجود برف سنگين و سردي هوا صعود را مشكل ميكند اما تعطيل نميكند
- از اين بالا هم ميشد جانپناه را ديد اما فاصله زياد بود
- نمايي ديگر از آبشار يخي
- در كنار دوستان يزدي بر فراز بام ايران قله دماوند
- در كنار دوستان يزدي بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند
- خودم بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند (به احتمال زياد اولين راوري كه پا بر بلنداي اين قله گذاشت)
- در كنار دوستان يزدي بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند
- در كنار دوستان يزدي بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند
- خودم بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند
- خودم بر فراز بام ايران قله با شكوه دماوند
- در كنار آقاي سالاري رئيس گروه كوهنوردي سالار يزد بر فراز بام ايران
- در كنار آقاي سالاري رئيس گروه كوهنوردي سالار يزد بر فراز بام ايران
- آقايان طباطبايي و رضا بخشي در مسير فرود از قله بسيار به من كمك كردند
- عكسي از قله دماوند كه در ابرها فرو رفته است در مسير فرود عكس گرفتم
- خودم در بين اعضاي گروه كوهنوردي سالار يزد در مينيبوس آقا ناصر مسير تهران – يزد
خدا را شاکرم که این توفیق را نصیبم کرد تا بتوانم به یکی از آرزوهایی که دست نیافتنی مینمود برسم و افتخاری برای شهرم و جامعه ورزشی آن و مخصوصا فرهنگیان عزیز باشم.
در پایان مجددا از همه کسانی که در این سفر مرا یاری و کمک کردند مخصوصا گروه کوهنوردی سالار یزد و به ویژه آقایان حسینی رئیس محترم هیئت کوهنوردی یزد، سالاری رئیس گروه کوهنوردی سالار یزد، سعید طبابایی (سعید آقا)، علیرضا سالاری و محمد رادمنش که از دوستان عزیزم میباشند، صمیمانه تشکر و قدردانی میکنم.
همچنین لازم میدانم از آقایان گلشننیا و ملک که زمینه ساز آشنایی من با شیرکوه و برفخانه و در نهایت صعودم به دماوند بودند از صمیم قلب تشکر کنم.
- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
اگر چه این اولین صعود من به دماوند بود اما تجربههای زیادی به دنبال داشت که لازم میدانم برای کسانی که اولین بار اقدام به صعود به دماوند میکنند آنها را بیان کنم.
الف) قبل از حرکت با هیئت کوهنوردی شهر خود و تیم راهنمایی که از سوی فدراسیون در منطقه مستقر است هماهنگی لازم را بنمایید.
ب) از وضعیت جوی منطقه به هر شکل که میتوانید اطلاع کامل و دقیقی بدست آورید.
ج) با تجهیزات کامل و وسایل لازم و ضروری اقدام به صعود نمایید. (کسیهخواب، لباسگرم، بادگیر، کفش مناسب، کلاه، دستکش، چفیه، ماسک، عینک، جوراب مناسب، عصا، کوله پشتی مناسب، تنقلات و مواد غذایی، چراغقوه، نخ و سوزن، داروهای مورد نیاز، کمکهای اولیه مختصر، کبریت و … از جمله وسایل ضروری هستند)
د) به خاطر داشته باشید در دماوند هیچگاه هوا مناسب نیست و نیز در هیچ زمانی هوا گرم نمیباشد.
ه) از تک روی پرهیز نموده و همواره در مسیر صعود و فرود گوش به فرمان رئیس یا راهنمای گروه باشید.
و) در هر نقطهای که احساس ضعف یا ناراحتی کردید، سریعا افراد گروه را مطلع نموده و از ادامه صعود خودداری کرده و با کمک دیگران به سمت ارتفاعات پایینتر حرکت کنید.
ز) نوعدوستی و کمک به دیگران را فراموش نکنید. گاهی کمک به دیگران ارزشی بیش از صعود و فتح قله دارد.
ح) به یاد داشته باشید کوهستان صحنه مسابقه و رقابت برای زودتر رسیدن نیست. آنچه مهم است سالم رسیدن و برگشتن خود و همنوردان شما است.
- – - – - – - – - – - – - – - – - – - – - – -
با امید صعودهایی موفقیت آمیز همراه با سلامتی برای همه دوستان این گزارش را خاتمه میدهم. از بابت اطاله کلام عذرخواهی میکنم.
شاد، سربلند، سرفراز، و موفق باشید.



















































ایشالا به سلامتی. پیروز باشید.
انشاالله دفعه بعد با کرمونیا! موفق باشید
سلام
من لینکت کردم اما لینک خودم را تو سایتت پیدا نکردم
لطف کن لینکم کن
من را به اسم دانلودستان مهنسی ۸۷ لینک کن
ممنون
با سلام وارزو ی قبولی طاعات
گزارشتون بسیار جامع وجالب بود
ارزوی من هم صعود به این دیو سفید می باشدومطالب شما حتما راهگشا واستفاده خواهد شد
نکاتی مثل خواب اصحاب کهف نیزجالب بود
پیشرفت خوبی داشتید افرین به این پشتکارواراده
همیشه در اوج باشید
سلام.سایتتون واقعا قشنگه.
من هم دوست دارم من رو لینک کنی.
اگه موافقی منو به نام دانلودستان مهندسان ۸۸ لینک کن.www.dezuni.tk
بعد به من خبر بده.
موفق باشی.
سلام خسته نباشید گفته بودی سر زدم من شما رو لینگ کردم شما هم منو لینگ کن و اطلاع بده با نام برای دوستان مرا لینگ کن ممنون.حسین
سلام
من آپم
منتظرتم
سلام
امیدوارم گزارش صعود به قله های جهانی رو هم بخونم
موفق باشی
به افتخارش بزنین دست قشنگرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
انشالله صعود به اورست
سلام
انشاالله با هم
آرزو بر جوانان عیب نیست
سلام جناب اقای علی تقی پور علی ابادی
ضمن تقدیر و تشکر از حوصله ودقت بالای شما در تهیه لحظه به لحظه گزارش سفر به دماوند
واروزی موفقیت شما جهت فتح قله های داخل و خارج کشور
امیدواریم با برنامه ریزی شما جهت صعود قله های استان کرمان دیدارها تازه گردد.
۲۸/۹/۹۰
سلام بر دوستان و همنوردان عزیز
من با کمال میل در خدمت شما دوستان عزیز هستم
هر کجا که شما صلاح بدانید
امیدوارم باز هم در کنار شما دوستان صعودهایی را تجربه کنم
منتظرتان هستم
باسلام مجدد لطفا نام رحیمی به سید علی میرحسینی وبخشی زاده به رضا بخشی اصلاح شود درگزارش برنامه دماوند با ثشکر حمدرضا سالاری سرپرست گروه سالار ونظام مهندسی یزد شماره تماس ۰۹۱۳۱۵۳۳۰۷۵
سلام بر دوستان عزیز و همنوردان گرامی
خوشحالم که مطالب مرا با دقت فراوان و حوصله کافی خواندید و نظرات سودمندی ارائه نمودید
اسامی را به همان نامهایی که گفتید نوشتم.
از این بایت از همهی دوستان یزدی پوزش میطلبم امید است که مرا ببخشید و باور کنید طی ۴۸ ساعت حفظ و یادگیری اسامی برایم قدری مشکل بود.
امید است در صعودهای دیگر با شما همراه باشم.
در خصوص تفتان باید بگویم در سال ۸۱ یا ۸۲ موفق به صعود به این قله شدهام کاش بشود باز به همراهی شما صعودی مجدد بر فراز آن داشته باشم.
منتظر حضورتان در استان و در راور جهت صعود هستم
باسلام مجدد لطفا نام رحیمی به سید علی میرحسینی وبخشی زاده به رضا بخشی اصلاح شود درگزارش برنامه دماوند با ثشکر حمدرضا سالاری سرپرست گروه سالار ونظام مهندسی یزد شماره تماس ۰۹۱۳۱۵۳۳۰۷۵ انشاالا درنیمه بهمن قله تفتان واوایل اسفند کویرنوردی سراسری نظام مهندسی در یزد درخدمدتان باشیم
باسلام نام وبلاگ عوض گردید