صعود گروهی از کوهنوردان راور به قله ۴۵۰۱ متری هزار
از بهمن ماه سال قبل به این فکر افتادم تا به همراه تعدادی از دوستان، در اردیبهشت ماه ۸۹ به قله هزار در منطقه راین صعود کنیم. این فکر را با کسانی که در کوهپماییها همراه هم بودیم در میان گذاشتم و همگی از آن استقبال کردند. با توجه به اینکه قبلا از مسیر آبشار به این قله صعود کرده بودم، دوست داشتم از سمت شهرستان بردسیر مسیری را یافته و صعود را از آن قسمت انجام دهیم. با رایزنیهایی که با دوستان بردسیری داشتم سرانجام قانع شدم که بهترین و زیباترین مسیر برای گروه ما که یک گروه به تمام معنا آماتور میباشد، همین مسیر آبشار یا ظهرود است.
هماهنگی با رئیس هیئت کوهنوردی شهرستان راور گام بعدی بود. اگر چه ایشان قبلا در جریان قرار گرفته بودند اما تاریخ دقیق صعود را باید با مشورت نامبرده تعیین میکردیم. با همفکری، روزهای پنجشنبه ۳۰ و جمعه ۳۱ اردیبهشت ماه ۸۹ را برای صعود انتخاب کردیم. ایشان علاوه بر هماهنگی با تربیت بدنی شهر راین جهت استفاده از جانپناه، پرداخت قسمتی از هزینهها را نیز تقبل کردند.
چون تعداد زیادی از فرهنگیان نیز برای شرکت در برنامه صعود اعلام آمادگی کرده بودند ضمن هماهنگی با کارشناس تربیت بدنی آموزش و پرورش شهرستان، ایشان نیز تامین وسیله نقلیه را پذیرفتند.
حدود ۴۰نفر از دوستان نامنویسی کردند. در هفته آخر لیستی از وسایل ضروری و مورد نیاز تهیه و در اختیارشان گذاشتیم تا هر نفر بداند که چه وسایلی برای صعود ضروری است.
خیلی اضطراب داشتم. آیا کار درستی است که در این فصل سال با جو ناپایدار منطقه، افراد آماتوری را به همراه خود به سمت قله هزار ببریم؟
تعداد زیادی از افراد به دلایل مختلف از همراهی با ما انصراف دادند. در آخرین لحظه، فقط ۲۲ نفر باقی ماندند که عزم خود را برای عزیمت به راین جزم کرده بودند.
طبق برنامه قرار بود ساعت ۱٫۵ عصر پنجشنبه از محل مدیریت آموزش و پرورش راور با یک دستگاه مینیبوس به سمت راین حرکت کرده و ناهار را در طول مسیر صرف کنیم. با نیم ساعت تاخیر ساعت ۲ عصر تعداد ۱۳ نفر از همراهان سوار بر مینیبوس شدیم و قرار شد بقیه افراد هم که با خودرو شخصی از راور و کرمان حرکت را شروع میکردند در ساعت ۵٫۵ به محل آبشار برسند تا صعود را باهم آغاز کنیم. ناهار را که استامبولی پلو بود تحویل گرفته و ضمن حرکت به سمت کرمان داخل ماشین صرف کردیم.
برای صرفه جویی در وقت، تهیه شام و صبحانه را به عهده دوستانی که با خودرو شخصی میآمدند گذاشته بودیم مقدمات ناهار روز جمعه نیز از قبل تهیه شده بود.
برگههایی حاوی نکات ایمنی و بهداشتی در طبیعت و چند پیام مختصر تهیه کرده بودیم که در بین دوستان توزیع و مختصری در باره آنها با هم گفتگو کردیم.(چند نسحه از آنها را نیز در جانپناه نصب کردیم)
در فاصله بین راور تا کرمان و راین با پدیدههای مختلف جوی از قبیل باد و گردوخاک، تراکم ابرها، رعدوبرق و ریزش باران روبرو شدیم که بر اضطراب اعضای گروه میافزود. با اینکه خودم نیز چنین حالتی داشتم، اما تلاش میکردم با شوخی و خنده و گفتن خاطرات و اینکه نهایتا اگر نشد شب را در راین میمانیم و صبح حرکت میکنیم از استرس آنها کم کنم.
از شهر راین به سمت آبشار که راه افتادیم، مشاهده کردیم مسیر را با آسفالت مناسبی پوشش دادهاند. چرا که قبلا این مسیر یا فاقد آسفالت بود یا آسفالت آن کیفیت خوبی نداشت و عبور از آن با مشکلاتی همراه بود.
ساعت ۶ عصر با نیم ساعت تاخیر در محل آبشار از مینیبوس پیاده شدیم. تغییرات محسوسی در محدوده آبشار قابل مشاهده بود و این حکایت از آن داشت که در سالهای اخیر برای زیباسازی و رفاه حال مسافران و کوهنوردان، در این منطقه اقدامات قابل توجهی انجام گرفته است. در بدو ورود، آقای حسین فخری که در آنجا متصدی بوفهای کوچک بود و بعدا فهمیدیم از یگان حفاظت میراث فرهنگی است به ما خوشآمد گفت و راهنماییهای مختصری کرد و تعدادی پلاستیک زباله به ما تحویل داد که زبالهها را در طبیعت رها نکنیم. البته ما فکر اینجا را هم کرده بودیم و تعدادی پلاستیک مخصوص زباله به همراه آورده بودیم اما از این کار ایشان نیز استقبال کرده و چند عدد از پلاستیکها را تحویل گرفتیم که فردا دیدیم به دردمان خوردند.
خوشبختانه وضعیت جوی نسبتا آرامی را مشاهده کردیم. قبل از ورود ما باران کمی باریده و مسیر را شستشو داده بود.
ضمن توضیحات مکرری که برای بستن کولهها و همراه داشتن لوازم ضروری به افراد گروه میدادیم همگی در بستن لوازم به هم کمک میکردیم. تا دوستان دیگر برسند و شام و صبحانه هر نفر را تحویلش بدهند و بقیه وسایل را نیز بین افراد گروه تقسیم کنیم ۴۵ دقیقه زمان را از دست دادیم.
برای شام هر نفر یک عدد کنسرو مرغ یا ماهی به همراه یک عدد ماست و قدری خیار شور، برای صبحانه نیز یک عدد پنیر و مغزگردو و برای ناهار نیز کباب به همراه نوشابه پیشبینی شده بود و نان نیز هرکس به اندازه نیاز خود برمیداشت.
با اینکه دو نفر از اعضای گروه هنوز نیامده بودند، وسایل نقلیه را به همراه آقای حاج حسین جعفری راننده مینیبوس در محل آبشار جا گذاشته و سرانجام در ساعت ۶٫۴۵ دقیقه به سمت پناهگاه حرکت کردیم.
اعضای گروه به ترتیب حروف الفبا شامل آقایان:
علی احمدی، مهدی افضلی، علیرضا اکبریپور، علی پورتقیآبادی(هماهنگ کننده برنامه صعود)، حاجکاظم تویسرکانی، سعید جاویدی، حاجحسین جعفری (راننده)، رضا جلالآبادی، محمدحسین رستمی و محمدحسین رستمی، محمود رستمی، مسلم رستمی، مهدی روحانی، محمدعلی شفیعی، جواد عبدالکریمی، حاجمنصور علمداری، سعید علیآبادی(رئیس هیئت کوهنوردی راور)، حسن کاربخش، حاجعباس کاربخش، علی محمودی، حسن نخعی، حاجمهدی نوروززاده و علی نیکرو بودند که تعداد زیادی از آنها تجربه صعود به ارتفاعاتی بیش از ۲۰۰۰ متر را نیز نداشتند. از بین افراد گروه ۷ نفر قبلا به قله هزار یا قسمتهایی از آن صعود کرده بودند.
رئیس هیئت کوهنوردی شهرستان جناب آقای سعیدعلیآبادی به همراه آقای علیرضا اکبری پوردر قسمت بالای آبشار به انتظارمحمدحسین رستمی و محمدحسین رستمی که هنوز نیامده بودند،باقی ماندند و بقیه افراد، مسیر رودخانه را به سمت پناهگاه در پیش گرفتند.
با توجه به از دست دادن ۱٫۴۵ دقیقه زمان در انتهای مسیر به تاریکی شب برخورد کردیم و نمنمک باران نیز شروع به باریدن کرد. آقایان علیآبادی و اکبری نیز وقتی از آمدن دوستان ناامید شده بودند مسیر جانپناه را در پیش گرفته و بالاخره پس از حدود ۱٫۵ ساعت راهپیمایی همگی به پناهگاه رسیدیم.
قبل از ما گروه ۸ نفرهای از جوانان کرمانی جهت صعود، به پناهگاه آمده بودند و با افروختن آتش محوطه پیرامون جانپناه را گرم و روشن کرده بودند. از حدود ۴سال پیش که به این مکان آمده بودیم تا حالا تغییرات زیادی کرده بود.
جانپناهی کوچک اما مجهز به امکانات مختصر، مخصوص صعود گروههای کوچک در زمستان با قفلهایی بر درب آن، که کلیدهای آن را گرفته بودیم و به همراه داشتیم و جانپناهی بزرگتر با امکانات کمتر مخصوص گروههای بزرگتر و صعودهای تابستانی که درب آن همیشه باز است. به وسیله لوله آب را جهت استفاده کوهنوردان به جانپناه آوردهاند. برای همهی این زحمات به مسئولین تربیت بدنی و خصوصا هیئت کوهنوردی شهر راین خسته نباشید میگوییم.
با توجه به اینکه تعداد ما زیادتر بود با توافق هم، آن گروه کوهنورد را به جانپناه کوچکتر فرستادیم و خودمان در اتاق بزرگتر اتراق کردیم.
دوستان به ترتیب مشغول خواندن نماز شدند. علامتی جهت مشخص نمودن قبله وجود نداشت. با توجه به موقعیت منطقه سمت جنوب غربی را انتخاب کردیم. پس از نماز چای هم آماده بود و پس از صرف چای بساط شام گسترده شد و هر کدام از افراد جیره شام خود را در سفره نهاده و مشغول خوردن شدند.
پس از شام یک بار دیگر برنامه صعود به قله را با هم مرور کردیم و قرار شد اگر وضعیت هوا مساعد باشد فردا صبح راس ساعت ۴٫۵ بیدار و پس از اقامه نماز صبح در ساعت ۵ برنامه صعود به سمت قله را آغاز کنیم. حدود ساعت ۱۰ پس از گفتگوها و شوخیهای معمول و آماده کردن کولههای فردا همگی یا به داخل کیسه خواب یا زیر پتو رفته و خوابیدند. اما جای مناسبی برای خواب نبود، امکانات هم کم بود و هوا نیز به نسبت شهر راور رقیقتر بود، همه اینها باعث شد که افراد گروه نتوانند شب را به خواب بروند.
حدود ساعت ۱۲ بود که یک دفعه دیدیم درب جانپناه باز شد و دو نفر نفس زنان وارد شدند. کمی که دقت کردیم فهمیدیم اینها همان دو نفری هستند که ما دیگر انتظار آمدن آنها را نیز نمیکشیدیم و فکر میکردیم از آمدن به راین هم منصرف شدهاند چه برسد به آمدن به جانپناه و قله. خلاصه بگذریم که چه کشیده بودند تا به جانپناه برسند زیرا راه را بلد نبودند و هوا هم تاریک بود. به آنها تذکر داده شد: “کار بسیار اشتباهی کردهاید با توجه به عدم شناخت از مسیر و منطقه در این وقت شب در حالی که هیچکس انتظار آمدن شما را نمی کشید از محل آبشار به سمت بالا حرکت کردهاید”. ولی کاری بود که شده بود و خوشبختانه آسیبی ندیده بودند.
به هر تقدیر ساعت ۴٫۵ از خواب بیدار شدیم و برای وضو از جانپناه بیرون آمدیم. دیدن ستارگانی که در آن وقت سحر به سوی ما سوسو میزدند نشان از یک روز خوب و آفتابی میداد. همه دوستان به ترتیب بیدار شدند و نماز خواندند و راس ساعت ۵ آماده حرکت به قله شدیم. ۳ نفر از شب قبل اعلام انصراف کرده بودند و در برنامه صعود شرکت نکردند، بنابراین راس ساعت مقرر ۱۹ نفر با عزمی راسخ حرکت خود را به سمت قله آغاز نمودند.
با شناختی که از منطقه و توان افراد گروه داشتیم با قدمهایی بسیار آهسته و آرام حرکت را در مسیر پر پیچ و خم هزار آغاز کردیم.
پس از حدود ۲ساعت به تاج خروس رسیدیم. همان محلی که کوهنورد فقید حسین پورعزیزی از آنجا سقوط کرده و جان خود را از دست داده است. علیرغم وجود برف، هوای صبحگاهی بسیار مطبوع و دلپذیر بود. قرار بود صبحانه را در همین مکان صرف کنیم اما دوستان تصمیم گرفتند کمی بالاتر برای صبحانه توقف کنند. پس از حدود ۲۰ دقیقه استراحت و گرفتن عکس و دادن توضیحات مختصر و قرائت فاتحهای که نثار روح کوهنورد مرحوم نمودیم به حرکت خود ادامه دادیم. گروه ۸ نفره کوهنوردان کرمانی در اینجا از ما سبقت گرفتند.
تا اینجا ۳ نفر از اعضای گروه عقب مانده و از ادامه صعود انصراف داده بودند. به اولین توده برفی که در مسیر صعود وجود داشت رسیدیم. دوستان برف ندیده ما!! شروع به برفبازی و سرسرهبازی روی برف کردند و تعدادی عکس هم از این منظره انداختیم و بساط صبحانه و چای را برقرار کردیم و در کنار برفها و در سینه آفتاب صبحگاهی قله هزار صبحانه و چای را صرف نمودیم. جایتان بسیار خالی چه منظره زیبا و دلانگیزی بود و صبحانه در آن هوای نسبتا سرد به ذائقه دوستان بسیار چسبید. یکی از اعضای گروه به علت گرفتگی عضلات از ادامه صعود باز ماند بنابراین تعدادی از دوستان کولهها را همینجا بر زمین گذاشته و فقط ظرفی آب برای ادامه صعود با خود برداشتند.
ادامه مسیر قدری مشکلتر بود. خستگی، ارتفاع زیاد، کمبود اکسیژن و مسیری که تماما سربالایی است نفسها را می گرفت. مجبور بودیم قدری برویم و قدری استراحت کنیم. تا اول شتر خواب ۳ نفر دیگر از دوستان برگشتند. ماندیم ۱۲ نفر که با همت و تلاش و به یاری پروردگار پس از حدود ۴٫۵ ساعت در ساعت ۹٫۵ آخرین نفر که خودم بودم بر فراز قله باشکوه هزار قدم گذاشتیم. ۸ نفر برای اولین دفعه و ۴ نفر دیگر حداقل برای دفعه سوم به این افتخار نائل شده بودیم.
هوای بیسار مساعد بلندترین قله جنوب شرق کشور دوستان را مجاب کرد که قدری در آنجا استراحت کرده و با گشت و گذار و گرفتن فیلم و عکس از مناظر اطراف، زمانی را سپری نمایند. ۳نفر از کوهنوردان اصفهانی نیز از سمت بردسیر آمده بودند که در قله با آنها مواجه شدیم.
پس از حدود یک ساعت، راه فرود را در پیش گرفتیم. فرود نیز همانند صعود به نوبه خود سختیهایی دارد. در مسیر برگشت گروه ۳ نفرهای را در محل تاج خروس ملاقات کردیم که برای اولین بار مسیر صعود را می پیمودند. سئوالاتی داشتند که پاسخ دادیم و برای هم آرزوی موفقیت کردیم.
- آبشار معروف راين
- رسيدن به جانپناه
- حركت ار جانپناه به سمت قله
- منظره زيباي طلوع آفتاب دوستان را وادار كرد عكسي به يادگار بگيرند
- در مسير قله 4500 متري هزار
- صخره تاج خروس
- توقف در محل صخره تاج خروس و قرائت فاتحه به ياد كوهنورد فقيد
- قدم گذاشتن روي برف دوستان را به وجد آورده بود
- عبور از مسير برف گرفته
- بر فراز بام جنوب شرق ايران قله 4500 متري هزار
- وجود برف بر فراز قله 4500 متري هزار
- جانپناه از فراز قله هزار
- صخره تاج خروس از فراز قله هزار
- د ر مسير فرود از قله هزار
- صخره تاج خروس
- صخره تاج خروس از نزديك
- چشم انداز زيباي جانپناه از محل صخره تاج خروس
- چشم انداز زيباي قله هزار از محل صخره تاج خروس
- بازگشت به جانپناه و آماده كردن ناهار توسط دوستان
- پايان برنامه صعود و بازگشت به محل آبشار
- همكاري در آماده نمودن وسايل براي صعود
- آغاز برنامه صعود (حركت به سمت آبشار)
بحمدالله همگی حدود ساعت یک عصر باسلامت کامل به جانپناه برگشتیم. کبابهای پیچیده شده بر سیخها دهانها را آب انداخته بود اما از فرط خستگی نای غذا خوردن هم نبود.دوستانی که از صبح در برنامه صعود شرکت نکرده بودند شروع به پخت کباب کردند و افراد گروه نیز به نوبت غذای خود را گرفته و صرف نمودند. کماکان بساط چای هم برپا بود. همگی از برنامه صعود احساس و اعلام رضایت میکردند وخوشحال بودیم که برنامه با زمانبندی و نظم مناسب و بدون اتفاق خاصی به پایان خود نزدیک می شود.
پس از صرف نهار همه دوستان همکاری کردند و زبالههای تولید شده را در پلاستیکهای مخصوص جمعآوری نموده و برای پایین آوردن بین همدیگر تقسیم و محوطه جانپناه را تمیز نمودیم و مسیر فرود به سمت آبشار را در پیش گرفتیم. در نزدیکیهای آبشار گروهی از کوهنوردان شهرستان محلات را دیدیم که صعود خود را آغاز کرده بودند توضیحاتی در مورد جانپناه و مسیر صعود پرسیدند که جواب دادیم و برایشان آرزوی سلامت و موفقیت کردیم. همگی با سلامت به پایین آبشار آمده و برنامه صعود به قله ۴۵۰۱ متری هزار راین به اتمام رسید.
در پایان جا دارد از زحمات همه دوستانی که در این صعود ما را همراهی کرده و با نظم و انضباطی که بکار بردند و همکاری و همیاری که به خرج دادند خاطره یک صعود بیاد ماندنی را در اذهان یکدیگر باقی گذاشتند صمیمانه تشکر و قدر دانی کنم.
همچنین از هیئت کوهنوردی و آموزش و پرورش محترم شهرستان راور که امکانات این صعود را فراهم آوردند و جناب آقای مهدی واحدی رئیس محترم هیئت کوهنوردی شهر راین که جهت در اختیار قرار دادن جانپناه و سایر راهنماییها کمال همکاری را با این گروه انجام دادند تشکر ویژه بنمایم.
به دوستان عزیز راینی و مخصوصا هیئت کوهنوردی این شهر که جانپناهی با این زیبایی و امکانات را برای استفاده گروههای کوهنوردی مهیا کرده و مسیر را برای آنها باشبرنگ علامت گذاری کردهاند نیز خسته نباشید میگویم.
اما ذکر چند نکته نیز ضروری به نظر میرسد.
۱- در جان پناه مذکور جهت قبله مشخص نیست که این میتواند یکی از عیوب باشد و بدون زحمت، با کمی دقت قابل برطرف شدن است.
۲- جان پناه فوق الذکر فاقد سرویس بهداشتی یا نیمه بهداشتی است که این معضل باید به هر شکل برطرف گردد.
۳- بیشتر شبرنگهایی که برای تعیین مسیر بکار رفتهاند به گونهای چسبانده شدهاند که مسیر بازگشت را نشان میدهند که معمولا در روشنایی روز این مسیر طی میشود. بهتر بود این علائم طوری نصب شوند که در مسیر صعود بیشتر قابل مشاهده باشند تا کسانیکه مثل گروه ما به تاریکی شب برخورد میکنند بیشتر و بهتر از آنها استفاده کنند.
با امید موفقیت و بهروزی برای تمامی دوستان و کوهنوردان عزیز
چون کوه استوار و مقاوم باشید
این هم نمونهای از توصیهها و پیامهایی که به دوستان همنورد خود داشتیم:
نسخههایی از این نوشتهها را در جانپناه نیز نصب کردیم.
در برگههای ۲و۳ بخوانید

























با سلام
گزارش زیبا و البته بسیار دقیق و جامع شما از صعود به هزار را خواندم و به راستی لذت بردم. برای شما و دوستانتان آرزوی سلامتی و شادی دارم. فقط در صورت امکان ارتفاع قله را ۴۵۰۱ متر ذکر بفرمایید.
موفق باشید
باغینی پور
سلام دوست عزیز گزارش زیبا و کاملی بود ،صعود را تبریک میگم
در ضمن صعود از مسیر روستای باب زنگی به قله هزار بسیار راحت است یک جاده خاکی ۳۰دقیقه ای از راین تاروستای باب زنگی است نصف روز میشه صعود کرد مسیرش هم در اخر اردیبهشت زیباست