فضای سبز راور و قطع درختان و … بگذریم
گیاهان موجودات رندهای هستند که به اعتقاد همه مردم زندگی را به انسانها هدیه میکنند. در تمامی ادیان و مذاهب برای حفاظت از درختان و فضاهای سبز به فراخور حال نوصیههایی شده است. پیامبر گرامی اسلام نیز به درختکاری و غرس نهال توجه ویژهای داشتند. همچنین در ایران باستان به این امر سفارش شده است که سبز کردن سبزه برای سفره هفت سین موید این مطلب میباشد و حتی روز پانزدهم اسفند ماه را به عنوان روز درختکاری نامیدهاند و در این روز توسط رسانههای مختلف، تبلیغات وسیعی برای کاشت و حفاظت از گونههای مختلف گیاهی انجام میگیرد. غرض از مقدمه این بود که همه ما مسئول حفاظت و نگهداری از فضاهای سبز و گیاهان هستیم. علاوه بر آن باید سعی کنیم در صورت امکان بر مساحت فضاهای سبز بیفزاییم تا در دنیای ماشینی بتوانیم از اکسیژن تولید شده توسط گیاهان استفاده نموده و ساعاتی را در پناه سایه شاخسار درختان به استراحت بپردازیم و از زیباییهای آنها لذت ببریم. به همین جهت از ابتدای احداث شهرها سعی شده در هر نقطهای که امکان داشته باشد تعدادی نهال کاشته شود تا مردم در تابستان از سایهسار آنها استفاده کنند. مکانهایی مانند نزدیک جوبها، نهرها، چشمه ها و مظهرقنوات و جاهایی که بعدا به عنوان پارک یا میدان نامیده شدند. در جوبهای خیابان نیز با توجه به آب و هوای هر شهر و منطقه درختانی کاشته شده اند که ضمن زیبایی دادن به شهر و معابر از سایه آنها نیز استفاده میشود.
واحد فضای سبزشهرداری در هر شهر بعنوان متولی امر حفاظت و نگهداری از فضاهای سبز شناخته می شود که مسئول مستقیم این اماکن است. طبق قوانین نوشته یا نانوشته سازمانی، هر کس در این زمینه پیشنهاد یا انتقاد یا شکایتی داشته باشد، این واحد باید جوابگو باشد.
در شهر خشک و کویری راور احساس نیاز شدیدی به ایجاد فضای سبز حس می شود. کسانی که ظهر تابستان در شهر راوریا شهرهایی مانند آن بودهاند معنی حرف من را بهتر درک میکنند.
چندین سال قبل، به دستور شهردار وقت نهالهای اکالیپتوس به راور آورده و در جای جای شهر کاشته شد بعدا معلوم شد این درختان در آب و هوای راور رشد بسیار مناسبی دارند. به گفته یکی از دوستان این درختان درآب و هوای راور بهتر از هر نقطه دیگری رشد میکنند.
رشد سریع این درختان باعث شده که هر سال اداره محترم برق در یک یا دو نوبت برای جلوگیری از اتفاقات برق اقدام به قلع و قمع آنها نماید. یکی از دوستان به شوخی یا جدی می گفت: اگر این درختان در راور کاشته تمی شدند اداره برق واقعا کار دیگری هم داشت که انجام دهد؟ باید به آبا و اجداد آن شهردار رحمت فرستاد که این نهالها را به راور آورد که امروزه هر کدام درختی تنومند گردیدهاند. به اصطلاح راوری و خودمانی درخت نونی(نانی) برای بعضیها شدهاند. (در باره اقدامات انجام شده و در دست اقدام و انجام نشده اداره برق مطالبی در دست تهیه است که انشاالله اگر عمرمون به دنیا بود به زودی در همین صفحات منتشر خواهیم کرد) یک نمونهاش را برادر عزیزمان در وب سایت راوری با تصویر نشان دادهاند.
غرض این بود وقتی این درختان به این شکل رقت بار سلاخی میشدند، چندین بار به این فکر افتادیم که به مسئولین فضای سبر گوشزد کنیم که بابا درست است که درختان اکالیپتوس به قول ما راوریها خیلی بی عار هستند ولی اینجوری به جان آنها نیفتید. به گونهای آنها را قطع کنید که شهر و خیابانها زیبایی خود را از دست ندهند برای ادامه حیات درختان هم شاخ و برگ مختصری از آنها باقی بگذارید. اما هر بار از گفته خود که هیچ، از فکر خود نیز پشیمان میشدیم. تا اینکه طی هفته جاری مشاهده کردیم درختان میدان ورودی شهر مشهور به “میدان انقلاب” یا به قول قدیمیترها “فلکه دومی” که از قضای روزگار روبروی شهرداری هم واقع شده است، مورد بی مهری مسئولین فضای سبز واقع شدهاند. درختان تنومند آن از قبیل خرزهره، سرو، نارون و… به کمک صنایع و ابزار جدید ازپای در آمدهاند. اینجا بود که فهمیدیم آن شکایت که نه بهتره بگیم تذکر، اگر هم انجام میشد ره به جایی نمیبرد. به قول شاعر گرانقدر سعدی علیهالرحمه:
از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟
البته در این که این دوستان و عزیزانی که در اداره برق خدمت میکنند هدفشان از قطع درختان خدمت رسانی و پیشگیری از حوادث احتمالی است هیچ شک و شبهای وجود ندارد و ماهم در این زمینه به ایشان و اوشان حق می دهیم و گردنمان هم از مو باریکتر است. ولی به نظر میرسد میتوان به شکلی عمل کرد که نه سیخ بسوزد نه کباب. کسانی که قبلا میدان را دیده باشند و امروز نیم نگاهی به آن بیندازند متوجه میشوند که ما چی میگیم. وقتی شهرداری خودش به این صورت درختان چندین ساله را قطع میکند چگونه میتواند از مغازهداران به دلیل اینکه درخت موجود در خیابان دید مغازهشان را کور کرده، آن را قطع مینمایند بازخواست کند؟ بازم به قول همون سعدی خدابیامرز:
اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی بر آورند غلامان او درخت از بیخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ
در ادامه مبحث چند تصویر از ابتکار جالب کسبهای که درختان جلو مغازهشان را قطع کردهاند مشاهده کنید. به قول دوست عزیزمان اینجا جایی است که آهن بر درخت فضیلت پیدا میکند درختی که سایه طبیعی دارد را قطع میکنند و به جای آن از ورق کرکره سایه بان احداث میکنند. طبیعت جاندار و مفید فایده را حذف، و به جای آن طبیعت بیجان را تقویت میکنیم که هم برای خودمان و هم برای دیگر موجودات زنده زیانهای دراز مدت به دنبال دارد.
به امید روزی که به رشدی برسیم تا از منابع طبیعی و خدادادی به نحو شایسته استفاده نموده و به فکر نسلهای بعد و به فکر سایر موجودات زنده نیز باشیم.
از این که بحث طولانی شد عذر خواهی میکنم. بعد از این هم با ما باشید.
موفق باشید ستاره سهیل
















سلام داداشی خوبی؟
نه قهر چیه
بابا بخدا کلا دیر دیر میام
اصلا نت نیستم
مطلب طولانی و جالبی بود
سلام
کو واسه ما چی مونده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من چه جوری نفس بکشم اخه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا هیچکی به فکر ما کوچولوها نیست
من اکسیژن می خوام نامردا